چه ناله ها که رسید از دلم به خرمن ماه…

با خود ِ بغل کرده ام ایستاده بودم زیر آسمان و به هاله ی نقره ای رنگی که بین ابرها برای خودش می درخشید نگاه می کردم؛ انگار که آن جا ظاهر شده باشد شروع به حرف زدن کرد:
-فقط فکر کردن فایده نداره، باید یک کاری بکنی…

از این که کسی آن جا، پشت سرم ایستاده بود جا خوردم، اما احساس می کردم توانایی اش را ندارم که سرم را برگردانم. همان طور که هاله ی نقره ای را نگاه می کردم، گفتم:
-خودم میدونم، اما چه کارش میشه کرد؟ دیگه هیچ امیدی بهش ندارم…

انگار که پوزخندی زده باشد گفت:
-پس من برای چی اینجام؟ دست هات.. کافیه دست هات رو به من بدی!

انگار که مجبور به اطاعت کردن امرش باشم برگشتم و دستم را به سمتش دراز کردم.

به صورتش، به چشمانش که نگاه می کردم تمام خاطراتی در ذهنم مرور می شد که متعلق به من نبودند. ترسیدم، تلاش کردم صورتم را برگردانم. می دانست. لبخند زد:
-لازم نیست از دست من فرار کنی. من همه چیز رو میدونم. من تنها کسی هستم که میتونه کمکت کنه. تنها کسی هستم که میتونه دردهات رو کم کنه. کافیه یک تکه اش رو به من بدی، اونوقت می بینی که چقدر سبک شدی.

احساس می کردم می فهمم. سرم را به نشانه ی موافقت تکان دادم و نگاهش کردم. دستانم را که رها کرد یک قطعه ی کوچک درخشان در دستانش بود. گفت:
-حالا می بینی که چقدر سبک شدی، به سبکی یک پر!

نفهمیدم کی رفت، اما صدایش را هنوز می شنیدم که می گفت: حالا دیگر می توانی پرواز کنی!

راست می گفت. سبک شده بودم؛ اما طولی نکشید که دوباره درد بر من مستولی شد. هر باری تکه ای را به او می دادم و سبک می شدم، هر بار زمان سبک بودنم تقلیل می یافت.

دفعه ی آخری که دیدمش حال خیلی بدی داشتم. می دانست به دیدنش می روم، قبل از من آمده بود. گفت:
-آخرین تکه را هم که بدهی، دیگر هیچ زجری نمی کشی.

مردد بودم، اما نگاهش سرشار از اطمینان بود. زمانی که دستم را به طرفش دراز کردم نمی دانستم تا شروع درد ابدی لحظه ای بیشتر فاصله ندارم؛ فقط کافی بود دستم را رها کند.

دستم را که رها کرد موجی از درد بود که در وجودم بالا می آمد. به سرم که رسید پاهایم دیگر تحمل وزنم را نداشت؛ افتادم روی زمین. سرم را صدای زنگ پر کرده بود.

بالای سرم ایستاده بود. صدای زنگ مغزم نمی گذاشت صورتش را ببینم، اما می توانستم درک کنم که لبخند می زد و نگاهم می کرد؛ گویی خوشحال بود که ناتوان جلوی پایش افتاده بودم.

-بالاخره طلسم کامل شد.. طلسم ماه، طلسم عاشقان دور از هم! روح تو دیگه متعلق به منه. نگران نباش، از این به بعد هیچ چیز حس نمی کنی.. فقط درد و درد و درد! خوش بگذره!

دیگر هیچ وقت ندیدمش؛ حتی با وجود این که همان جا بی حرکت روی زمین افتاده بودم و برف می بارید.

با خود ِ بغل کرده ام ایستاده بودم زیر آسمان و به هاله ی نقره ای رنگی که بین ابرها برای خودش می درخشید نگاه می کردم؛ انگار که آن جا ظاهر شده باشد شروع به حرف زدن کرد:
-فقط فکر کردن فایده نداره، باید یک کاری بکنی...

از این که کسی آن جا، پشت سرم ایستاده بود جا خوردم، اما احساس می کردم توانایی اش را ندارم که سرم را برگردانم. همان طور که هاله ی نقره ای را نگاه می کردم، گفتم:
-خودم میدونم، اما چه کارش میشه کرد؟ دیگه هیچ امیدی بهش ندارم...

انگار که پوزخندی زده باشد گفت:
-پس من برای چی اینجام؟ دست هات.. کافیه دست هات رو به من بدی!

انگار که مجبور به اطاعت کردن امرش باشم برگشتم و دستم را به سمتش دراز کردم.

به صورتش، به چشمانش که نگاه می کردم تمام خاطراتی در ذهنم مرور می شد که متعلق به من نبودند. ترسیدم، تلاش کردم صورتم را برگردانم. می دانست. لبخند زد:
-لازم نیست از دست من فرار کنی. من همه چیز رو میدونم. من تنها کسی هستم که میتونه کمکت کنه. تنها کسی هستم که میتونه دردهات رو کم کنه. کافیه یک تکه اش رو به من بدی، اونوقت می بینی که چقدر سبک شدی.

احساس می کردم می فهمم. سرم را به نشانه ی موافقت تکان دادم و نگاهش کردم. دستانم را که رها کرد یک قطعه ی کوچک درخشان در دستانش بود. گفت:
-حالا می بینی که چقدر سبک شدی، به سبکی یک پر!

نفهمیدم کی رفت، اما صدایش را هنوز می شنیدم که می گفت: حالا دیگر می توانی پرواز کنی!

راست می گفت. سبک شده بودم؛ اما طولی نکشید که دوباره درد بر من مستولی شد. هر باری تکه ای را به او می دادم و سبک می شدم، هر بار زمان سبک بودنم تقلیل می یافت.

دفعه ی آخری که دیدمش حال خیلی بدی داشتم. می دانست به دیدنش می روم، قبل از من آمده بود. گفت:
-آخرین تکه را هم که بدهی، دیگر هیچ زجری نمی کشی.

مردد بودم، اما نگاهش سرشار از اطمینان بود. زمانی که دستم را به طرفش دراز کردم نمی دانستم تا شروع درد ابدی لحظه ای بیشتر فاصله ندارم؛ فقط کافی بود دستم را رها کند.

دستم را که رها کرد موجی از درد بود که در وجودم بالا می آمد. به سرم که رسید پاهایم دیگر تحمل وزنم را نداشت؛ افتادم روی زمین. سرم را صدای زنگ پر کرده بود.

بالای سرم ایستاده بود. صدای زنگ مغزم نمی گذاشت صورتش را ببینم، اما می توانستم درک کنم که لبخند می زد و نگاهم می کرد؛ گویی خوشحال بود که ناتوان جلوی پایش افتاده بودم.

-بالاخره طلسم کامل شد.. طلسم ماه، طلسم عاشقان دور از هم! روح تو دیگه متعلق به منه. نگران نباش، از این به بعد هیچ چیز حس نمی کنی.. فقط درد و درد و درد! خوش بگذره!

دیگر هیچ وقت ندیدمش؛ حتی با وجود این که همان جا بی حرکت روی زمین افتاده بودم و برف می بارید.

مدل دکوراسیون مدرن جدید

مجموعه: دکوراسیون و چیدمان

مدل دکوراسیون مدرن ۱۳۹۲

در مجموعه اتاق خواب استاد، زنانه فلور-DE-تصویر زمینه کتابداری و اطلاع رسانی در کرم پودر آبی مبلمان تازه کرده و trims، همراه با تطبیق bedcover آبی و مخده لهجه مبل، به کراوات کل این طرح با هم از بالا به پا. انحطاط مزین همچنان در سراسر سقف با اواز یا موسیقی دو نفری لوستر سایهدار برای درخشش دنج.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

مردانه مضمون دن تقدیر مطالعه کامل با مبل Chesterfield، شطرنجی خاموش wallcovering، خروش شومینه، و آثار هنری مربوط به سفر و ماجراجویی، تداعی مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و تسلیم آقایان قدیمی جهان است.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن
   

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

سایه هایی از رنگ خاکستری مایل به قهوهای پوشش اتاق خواب دوم و معرفی الگوی دیوار، و دو تن مبلمان برداشته شده است. سر از تخت با تاج های عاشقانه swathed، انعکاس پنجره مطلق پانسمان و افزودن لوکس بیشتر به این طرح است.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

سفید رنگ آمیزی کابینت آشپزخانه همچنان نگاه سنتی زیبا از طراحی خانه در حالی که هنوز مسکن همه منفی وزارت دفاع مورد نیاز مانند قهوه ساز کروم یکپارچه شده است. قاب دیوار است که در کرم به روشن بیسکویت تن دیوارها و پرده برداشت.
 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 
حتی رخت نگاه بیانیه ای در بیشتر از الگوی قابل توجه شطرنجی، که تعارف تن چوب های عمیق و سبک کلاسیک از ظروف بهداشتی.
   

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 مبلمان کلاسیک پر اسراف کارشناسی ارشد مجموعه حمام، دکور بازگشت به دوران گذشته، در حالی که درخشش آینه لامپ کروم و اتصالات به ارمغان می آورد طراوت، و دکور از منسوخ ظاهر می شود جلوگیری میکند.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 نیویورک سمت شرق خانه شهری خانه از قبل اتاق خواب پسران بسیار جذاب است. اتاق آغاز شد به عنوان یک محل بالغ کمتر، با پسران تخت racecar دوران کودکی، اما به این فضا قبل از خواب نوجوان توسط Perianth طراحی داخلی تبدیل شده است .

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

منبع:shabfa.com

مجموعه: دکوراسیون و چیدمان


مدل دکوراسیون مدرن ۱۳۹۲

در مجموعه اتاق خواب استاد، زنانه فلور-DE-تصویر زمینه کتابداری و اطلاع رسانی در کرم پودر آبی مبلمان تازه کرده و trims، همراه با تطبیق bedcover آبی و مخده لهجه مبل، به کراوات کل این طرح با هم از بالا به پا. انحطاط مزین همچنان در سراسر سقف با اواز یا موسیقی دو نفری لوستر سایهدار برای درخشش دنج.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

مردانه مضمون دن تقدیر مطالعه کامل با مبل Chesterfield، شطرنجی خاموش wallcovering، خروش شومینه، و آثار هنری مربوط به سفر و ماجراجویی، تداعی مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و تسلیم آقایان قدیمی جهان است.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن
   

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

سایه هایی از رنگ خاکستری مایل به قهوهای پوشش اتاق خواب دوم و معرفی الگوی دیوار، و دو تن مبلمان برداشته شده است. سر از تخت با تاج های عاشقانه swathed، انعکاس پنجره مطلق پانسمان و افزودن لوکس بیشتر به این طرح است.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن


سفید رنگ آمیزی کابینت آشپزخانه همچنان نگاه سنتی زیبا از طراحی خانه در حالی که هنوز مسکن همه منفی وزارت دفاع مورد نیاز مانند قهوه ساز کروم یکپارچه شده است. قاب دیوار است که در کرم به روشن بیسکویت تن دیوارها و پرده برداشت.
 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 
حتی رخت نگاه بیانیه ای در بیشتر از الگوی قابل توجه شطرنجی، که تعارف تن چوب های عمیق و سبک کلاسیک از ظروف بهداشتی.
   

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن


 مبلمان کلاسیک پر اسراف کارشناسی ارشد مجموعه حمام، دکور بازگشت به دوران گذشته، در حالی که درخشش آینه لامپ کروم و اتصالات به ارمغان می آورد طراوت، و دکور از منسوخ ظاهر می شود جلوگیری میکند.

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

 نیویورک سمت شرق خانه شهری خانه از قبل اتاق خواب پسران بسیار جذاب است. اتاق آغاز شد به عنوان یک محل بالغ کمتر، با پسران تخت racecar دوران کودکی، اما به این فضا قبل از خواب نوجوان توسط Perianth طراحی داخلی تبدیل شده است .

مدل دکوراسیون مدرن 2013, دکوراسیون مدرن

منبع:shabfa.com



دکوراسیون ایده آل خود را بسازید

  • اتاق کودکم را چطور بچینم؟
  • با دکوراسیون سفید به استقبال زمستان
  • با رنگ های ترکیبی به خانه خود زیبایی دهید
  • بزرگتر نشان دادن خانه با زاویه ها
  • تلفیق سبک کلاسیک و مدرن در دکوراسیون
  • دکوراسیون خوش شانسی



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]