نکات طلایی جدول تناوبی

– تعداد عناصر: ۱۱۸
– تعداد شبه فلز: ۸
– تعداد نافلز: ۱۷
– تعداد عناصر گازی شکل: ۱۱
– تعداد عناصر مایع: ۲
– شبه فلزها همگی جامد هستند.
– تعداد عناصر دوره اول: ۲
– تعداد عناصر دوره ۲ و ۳: ۸
– تعداد عناصر دوره ۴ و۵: ۱۸
– تعداد عناصر دوره ۶ و ۷: ۳۲
-در گروه ۱۳ و ۱۷ تنها یک شبه فلز (بور و استاتین) وجود دارد.
– در گروهایی ۱۴، ۱۵ و ۱۶ هر کدام دو شبه فلز وجود دارد.
– در دوره ۲ و ۳ هر کدام یک شبه فلز وجود دارد.
– در دوره ۴، ۵ و ۶ هر کدام ۲ شبه فلز وجود دارد.
– خود عناصر شبه فلز با خط قرمز رنگی از همدیگر جدا شده اند، سمت راست خط تا حدودی خواص نزدیک به نافلزات ولی سمت چپ خط تا حدودی خواص نزدیک به فلزات را دارند.
– لانتانیدها از عدد اتمی ۵۷ تا ۷۰ هستند (۱۴ عنصر). خود لانتان با عدد اتمی ۵۷ جزو لانتانیدها محسوب می شود ولی لوتسیم با عدد اتمی  71 از دسته لانتانیدها حذف شده و وارد عناصر واسطه داخل شده است.
– اکتینیدها از  عدد اتمی 89 تا 102 هستند (14 عنصر). خود عنصر اکتینیم جزو اکتینیدها محسوب می شود ولی لاورانسیم با عدد اتمی 103 از دسته اکتینیدها جدا شده و وارد عناصر واسطه داخل جدول شده است.

تالیف استاد ارزومند- دبیر زیست و شیمی تبریز

- تعداد عناصر: 118
- تعداد شبه فلز: 8
- تعداد نافلز: 17
- تعداد عناصر گازی شکل: 11
- تعداد عناصر مایع: 2
- شبه فلزها همگی جامد هستند.
- تعداد عناصر دوره اول: 2
- تعداد عناصر دوره 2 و 3: 8
- تعداد عناصر دوره 4 و5: 18
- تعداد عناصر دوره 6 و 7: 32
-در گروه 13 و 17 تنها یک شبه فلز (بور و استاتین) وجود دارد.
- در گروهایی 14، 15 و 16 هر کدام دو شبه فلز وجود دارد.
- در دوره 2 و 3 هر کدام یک شبه فلز وجود دارد.
- در دوره 4، 5 و 6 هر کدام 2 شبه فلز وجود دارد.
- خود عناصر شبه فلز با خط قرمز رنگی از همدیگر جدا شده اند، سمت راست خط تا حدودی خواص نزدیک به نافلزات ولی سمت چپ خط تا حدودی خواص نزدیک به فلزات را دارند.
- لانتانیدها از عدد اتمی 57 تا 70 هستند (14 عنصر). خود لانتان با عدد اتمی 57 جزو لانتانیدها محسوب می شود ولی لوتسیم با عدد اتمی  71 از دسته لانتانیدها حذف شده و وارد عناصر واسطه داخل شده است.
- اکتینیدها از  عدد اتمی 89 تا 102 هستند (14 عنصر). خود عنصر اکتینیم جزو اکتینیدها محسوب می شود ولی لاورانسیم با عدد اتمی 103 از دسته اکتینیدها جدا شده و وارد عناصر واسطه داخل جدول شده است.

تالیف استاد ارزومند- دبیر زیست و شیمی تبریز

کمک ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ ریالی به “خانواده مبتلا به تومور مغزی” و “دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد”

سپاس از بیننده گرامی ” حاجیه خانم ف”

کمک ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ ریالی

به “خانواده مبتلا به تومور مغزی” و

“دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد”

همشهری بروجردی عزیزمان سرکار خانم ” ف” که عازم کشور کانادا می باشند، محبت نموده و مبلغ ۲٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال برای کمک به ” خانواده مبتلا به تومور مغزی“(۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال) و “دختر نیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد” ( ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال)  به احساب اینجانب واریز نمود.

صمیمانه برای این بیننده عزیز و خانواده محترم
شان در سال جدید آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم.

@@@@@@@@@

 

گاهی خدا

با دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد.

با زبان تو گره از كار بنده ای باز میكند.

وقتی دستی را به یاری میگیری،

بدان كه در آن زمان دست دیگر تو در دست خداست

تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر
خدا پسندانه کمک به ”  خانواده مبتلا به تومور مغزی”  آستین همت را بالا بزنند می
توانند

کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :

  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.

مثل الذین ینفقون
اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت‏ سبع سنابل فی کل ‏سنبلة ماة حبة و الله
یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،۲۶۱
(


کسانی که اموال خود را در راه
خدا«انفاق‏»می‏کنند،همانند بذری هستند که هفت‏ خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد
دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد(وشایستگی داشته باشد)،دو یا چند برابر
می‏کند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسیع و(به همه‏ چیز)داناست



سپاس از بیننده گرامی " حاجیه خانم ف"

کمک 2.000.000 ریالی

به "خانواده مبتلا به تومور مغزی" و

"دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد"


همشهری بروجردی عزیزمان سرکار خانم " ف" که عازم کشور کانادا می باشند، محبت نموده و مبلغ 2.000.000 ریال برای کمک به " خانواده مبتلا به تومور مغزی"(1.000.000 ریال) و "دختر نیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد" ( 1.000.000 ریال)  به احساب اینجانب واریز نمود.

صمیمانه برای این بیننده عزیز و خانواده محترم شان در سال جدید آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم.

@@@@@@@@@

 


گاهی خدا

با دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد.

با زبان تو گره از كار بنده ای باز میكند.

وقتی دستی را به یاری میگیری،

بدان كه در آن زمان دست دیگر تو در دست خداست


تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به "  خانواده مبتلا به تومور مغزی"  آستین همت را بالا بزنند می توانند

کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :


  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.


مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت‏ سبع سنابل فی کل ‏سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،261(


کسانی که اموال خود را در راه خدا«انفاق‏»می‏کنند،همانند بذری هستند که هفت‏ خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد(وشایستگی داشته باشد)،دو یا چند برابر می‏کند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسیع و(به همه‏ چیز)داناست

۵ دروغی که نباید درباره خودتان باور کنید

 5 دروغی که نباید درباره خودتان باور کنید
همه‌ی ما از کودکی و در هنگام رشد از طرف والدین، معلمان و اطرافیان در
خانه، مدرسه و جامعه مورد انواع داوری‌ها و قضاوت‌ها قرار می‌گیریم. هرقدر
که محیط رشد یا تحصیل ما استانداردهای تربیتی و آموزشی پایین‌تری داشته
باشد، این داوری‌ها منفی‌تر و مخرب‌تر هستند. چون ذهن ما در کودکی بسیار
تأثیرپذیر است، به مرور این باورهای منفی و محدودکننده را می‌پذیرد و
تصویری متناسب با آنها از ما می‌سازد. تصویری که بدین ترتیب از ما در
ذهن‌مان ساخته می‌شود تعیین‌کننده‌ی میزان موفقیت ما در طول زندگی است.
آگاهی از باورهای منفی و محدودکننده، اولین قدم برای جایگزینی آنها با
باورهای مثبت و دستیابی به موفقیت است. در این مقاله به ۵ باور منفی که
ممکن است در مورد خودتان پذیرفته باشید، می‌پردازیم.

۱. من خوب و دوست‌داشتنی نیستم

این باورِ ارزشی در مورد خودتان بسیاری از جوانب زندگی شما را تحت تأثیر
قرار می‌دهد. اگر در عمق وجودتان بر این باور باشید که آدم خوب و ارزشمندی
نیستید، عزت‌نفس ضعیفی خواهید داشت. عزت‌نفس به این معناست که ما خود را
آدم خوب و ارزشمندی بدانیم و با وجود تمام کاستی‌ها و نقاط ضعف‌مان، خود را
دوست داشته باشیم. اگر داوری‌های منفی عزت‌نفس ما را خدشه‌دار کرده باشد،
نمی‌توانیم خود را بپذیریم و دوست داشته باشیم. بی‌ارزش دانستن خود باعث
می‌شود که خود را آدم بی‌لیاقتی بدانیم و بدین‌ترتیب خود را از دست‌یابی به
بسیاری از موفقیت‌ها و دستاوردها محروم می‌کنیم. حتی ممکن است برای تأیید
بی‌ارزشی خود فرصت‌ها و امکانات بسیاری را به عمد از دست بدهیم.

یکی از روش‌های بروز احساس بی‌ارزشی، خودتخریبی است. در این صورت ما به
بزرگترین دشمن خود تبدیل می‌شویم و به شیوه‌های مختلف به خود لطمه می‌زنیم.
ممکن است با افرادی دوست شویم که کل زندگی ما را به نابودی بکشانند، ممکن
است به اعتیاد روی بیاوریم، فرصت یادگیری و آموزش را به بطالت بگذرانیم یا
با فردی که هیچ تناسبی با ما ندارد ازدواج کنیم. همه‌ی این رفتارهای
خودتخریب‌گرانه نشان از آن دارد که خودمان را دوست نداریم و خود را لایق و
شایسته‌ی چیزهای خوب نمی‌دانیم.

دوست داشتن و پذیرفتن خویش، به دلیل نیاز ندارد. ما به عنوان یک انسان
فی‌نفسه ارزشمند و خوب هستیم و باید خود را دوست داشته باشیم. تنها، کسی که
خود را دوست دارد می‌تواند دیگران را دوست داشته باشد.

۲. من باهوش و بااستعداد نیستم

این باور به‌ویژه در مدرسه شکل می‌گیرد. در مدرسه هوش و توانایی شما فقط
با معیار نمره‌ سنجیده می‌شود. نمره‌های درسی ممکن است تا حدودی بیانگر
میزان هوش منطقی-ریاضی شما باشد، اما قادر به سنجش انواع دیگر هوش و
استعداد از جمله هوش عاطفی، هوش تجسمی، هوش فضایی، هوش حرکتی، هوش
بین‌فردی، هوش درون‌فردی و غیره نیست. بنابراین نمرات مدرسه و دانشگاه
هیچ‌گاه معیار درستی برای داوری در مورد هوش و استعدادتان نیست. همه ما
دارای ترکیب منحصربه‌فردی از هوش و استعداد هستیم.

دکتر کَلوین تیلر استاد دانشگاه یوتا و یکی از پیشگامان بزرگ در آموزش
افراد تیزهوش و بااستعداد، در تحقیقات خود به موارد شگفت‌انگیزی دست‌ یافت.
او دریافت که تمام کودکان تیزهوش و خلاق‌اند؛ برخی در سخنوری خلاق‌اند،
بعضی در حرکات بدنی، بعضی دیگر در نقاشی یا نویسندگی و عده‌ای در شیوه‌ی
برقراری ارتباط با دیگران، یا در سبک سازمان‌دهی. این استعدادها در اثر
باورهای منفی و محدودکننده‌ای که از محیط و مدرسه دریافت می‌کنیم، سرکوب
می‌شود و فرصت شکوفایی پیدا نمی‌کند. به همین دلیل تحقیقات دکتر تیلور نشان
داد که فقط ۲ درصد از افراد بالای ۲۵ سال می‌توانند استعداد ذاتی دوران
کودکی خود را شکوفا کنند.

ادگار دبلیو.ورک می‌گوید: «فاجعه‌ی‌ زندگی هر کس، محدود بودن به یک استعداد نیست، بلکه ناتوانی در استفاده از همان یک استعداد است.»

بنابراین از خودتان بپرسید که هوش و استعداد ذاتی من چیست؟ چه باورهایی
باعث سرکوبی آنها شده است و چطور می‌توانم با استفاده از استعدادهای
ذاتی‌ام به موفقیت و خودشکوفایی برسم؟

۳. من نمی‌توانم

چطور به این نتیجه ‌رسیدید که نمی‌توانید کاری را انجام دهید؟ چون بار
اول شکست خوردید؟ آیا کسی را سراغ دارید که در همان تلاش اول به دستاورد
بزرگی رسیده باشد؟ اگر چیزی در تلاش اول به‌دست بیاید، مطمئن باشید که
دستاورد مهمی نیست.

البرت هوبارد می‌گوید: «بزرگ‌ترین اشتباهی که آدم می‌تواند مرتکب شود این است که از اشتباه کردن بهراسد.»

تمام دستاورهای مهم با بارها شکست، آزمون و خطا و اصلاح مسیر به‌دست
آمده‌اند. حتی بعد از چند بار تلاش هم نمی‌توان به این نتیجه رسید که «من
نمی‌توانم.» اگر نتوانسته‌اید به هدفی برسید باید ببینید که چه مشکلی وجود
داشته است؛ کجا دچار اشتباه شدید و چه کارهایی باید انجام می‌دادید و
ندادید.

بانکر هانت می‌گوید: «موفقیت ساده‌ است؛ اول بدانید که دقیقاً چه
می‌خواهید، آنگاه تصمیم بگیرید که برای رسیدن به آرزوهایتان بهای آن را
بپردازید و سپس وارد عمل شوید.»

همیشه باید از خود بپرسید «چگونه می‌توانم انجامش دهم؟» اگر در انجام
دادن و موفق شدن اصرار کنید و مداومت به خرج دهید حتما موفق خواهید شد. فقط
باید تصمیم قاطع بگیرید که به هدف برسید و تمام توجه خود را بر آن متمرکز
کنید و کوتاه نیایید؛ در این صورت مطمئنا به هدف خواهید رسید. اگر هم شکست
بخورید، رشد کرده‌اید و آدم قوی‌تری شده‌اید که خود زمینه‌ی دستیابی به
اهداف و موفقیت‌های دیگر را برای شما فراهم می‌کند.

۴. من شانس ندارم

این باور یکی از بزرگ‌ترین موانعِ دستیابی به موفقیت است. کسی که فکر
می‌کند موفقیت شانسی و تصادفی به‌دست می‌آید، خود را از تمام شانس‌ها و
فرصت‌ها محروم می‌کند. این باور مانع تلاش می‌شود و ما را به تنبلی و منفعل
بودن وامی‌دارد. لوئی پاستور جمله‌ی جالبی دارد. او می‌گوید: «شانس فقط به
سراغ ذهن‌های آماده می‌آید.»

این یعنی شما باید در موقعیت تشخیص شانس و فرصت قرار بگیرید. باید هدف
مشخصی داشته و برای رسیدن به آن مصصم باشید. راه‌های ممکن را بررسی کرده
باشید و با تمام وجود روی رسیدن به هدف تمرکز کنید. در این صورت شما
خوش‌شانس‌تر از قبل خواهید بود. قطعا در یک رود بزرگ شانس بیشتری برای یک
صید خوب دارید تا در یک جوی کوچک. پس باید از محدوده‌ی راحتی خود خارج
شوید، جسارت به خرج دهید و دست به اقدام بزنید. در این صورت شانس خود را
افزایش خواهید داد.

ناپلئون هیل می‌گوید: «وقتی درهای ذهن خود را به روی افکار منفی می‌بندید، درهای فرصت به روی شما گشوده می‌شوند.»

۵. من تنبل هستم

اگر انجام کاری که هیچ علاقه‌ای به آن ندارید برای شما سخت است و در
مورد آن تنبلی می‌کنید، دلیل بر آن نمی‌شود که در تمام زمینه‌ها تنبل
هستید. من در مواردی آدم تنبل و راحت‌طلبی هستم، با این‌ حال ممکن است
ساعت‌ها به‌طور مداوم مطالعه یا فکر کنم و مطلب بنویسم. آیا این نشانه‌ی
تنبلی است؟ یا با تنبلی در تضاد است؟ پس من در انجام کاری که به آن علاقه
دارم نه تنها بسیار مشتاق و پرانرژی هستم و انجام آنها خسته‌ام نمی‌کند،
بلکه انجام ندادن این کارها برایم سخت و زجرآور است.

ناپلئون هیل می‌گوید: «آدم تنبل یا بیمار است یا کار مورد علاقه خود را پیدا نکرده است.»

بیشتر اوقات تنبلی ما ناشی از علت دوم است. یعنی یا کار مورد علاقه خود
را پیدا نکرده‌ایم یا آن را پیدا کرده‌ایم ولی کاری را انجام می‌دهیم که به
آن علاقه نداریم. من با انجام کاری که به آن علاقه و اشتیاق نداشته باشم
هم خودم را زجر می‌دهم و هم به خاطر دل ندادن به ‌کار، کیفیت کارم مناسب
نخواهد بود. اما در مورد کاری که برای انجامش مشتاقم، کاملاً برعکس است؛ هم
خودم لذت می‌برم و هم به خاطر تمرکز و اشتیاقم خدمتی باکیفیت و عالی را به
دیگران ارائه خواهم داد.

شاید شما برخی از این دروغ‌ها را در مورد خودتان پذیرفته‌اید. اگر چنین
است باید آنها را با باورهای مثبت و قدرتمند جایگزین کنید. باورهای
محدودکننده زمان درازی در وجود ما ریشه کرده‌اند، بنابراین جایگزینی آنها
با باورهای مثبت نیز زمان‌بر خواهد بود و به تمرین، جدیت و مداومت نیاز
دارد. وقتی که باورهای جدید در ذهن‌تان تثبیت شوند، خود به خود در مسیر
موفقیت و تحقق رؤیاهایتان قرار خواهید گرفت و از دستاورهای خود شگفت‌زده
خواهید شد.


 5 دروغی که نباید درباره خودتان باور کنید


همه‌ی ما از کودکی و در هنگام رشد از طرف والدین، معلمان و اطرافیان در خانه، مدرسه و جامعه مورد انواع داوری‌ها و قضاوت‌ها قرار می‌گیریم. هرقدر که محیط رشد یا تحصیل ما استانداردهای تربیتی و آموزشی پایین‌تری داشته باشد، این داوری‌ها منفی‌تر و مخرب‌تر هستند. چون ذهن ما در کودکی بسیار تأثیرپذیر است، به مرور این باورهای منفی و محدودکننده را می‌پذیرد و تصویری متناسب با آنها از ما می‌سازد. تصویری که بدین ترتیب از ما در ذهن‌مان ساخته می‌شود تعیین‌کننده‌ی میزان موفقیت ما در طول زندگی است. آگاهی از باورهای منفی و محدودکننده، اولین قدم برای جایگزینی آنها با باورهای مثبت و دستیابی به موفقیت است. در این مقاله به ۵ باور منفی که ممکن است در مورد خودتان پذیرفته باشید، می‌پردازیم.

۱. من خوب و دوست‌داشتنی نیستم

این باورِ ارزشی در مورد خودتان بسیاری از جوانب زندگی شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگر در عمق وجودتان بر این باور باشید که آدم خوب و ارزشمندی نیستید، عزت‌نفس ضعیفی خواهید داشت. عزت‌نفس به این معناست که ما خود را آدم خوب و ارزشمندی بدانیم و با وجود تمام کاستی‌ها و نقاط ضعف‌مان، خود را دوست داشته باشیم. اگر داوری‌های منفی عزت‌نفس ما را خدشه‌دار کرده باشد، نمی‌توانیم خود را بپذیریم و دوست داشته باشیم. بی‌ارزش دانستن خود باعث می‌شود که خود را آدم بی‌لیاقتی بدانیم و بدین‌ترتیب خود را از دست‌یابی به بسیاری از موفقیت‌ها و دستاوردها محروم می‌کنیم. حتی ممکن است برای تأیید بی‌ارزشی خود فرصت‌ها و امکانات بسیاری را به عمد از دست بدهیم.

یکی از روش‌های بروز احساس بی‌ارزشی، خودتخریبی است. در این صورت ما به بزرگترین دشمن خود تبدیل می‌شویم و به شیوه‌های مختلف به خود لطمه می‌زنیم. ممکن است با افرادی دوست شویم که کل زندگی ما را به نابودی بکشانند، ممکن است به اعتیاد روی بیاوریم، فرصت یادگیری و آموزش را به بطالت بگذرانیم یا با فردی که هیچ تناسبی با ما ندارد ازدواج کنیم. همه‌ی این رفتارهای خودتخریب‌گرانه نشان از آن دارد که خودمان را دوست نداریم و خود را لایق و شایسته‌ی چیزهای خوب نمی‌دانیم.

دوست داشتن و پذیرفتن خویش، به دلیل نیاز ندارد. ما به عنوان یک انسان فی‌نفسه ارزشمند و خوب هستیم و باید خود را دوست داشته باشیم. تنها، کسی که خود را دوست دارد می‌تواند دیگران را دوست داشته باشد.

۲. من باهوش و بااستعداد نیستم

این باور به‌ویژه در مدرسه شکل می‌گیرد. در مدرسه هوش و توانایی شما فقط با معیار نمره‌ سنجیده می‌شود. نمره‌های درسی ممکن است تا حدودی بیانگر میزان هوش منطقی-ریاضی شما باشد، اما قادر به سنجش انواع دیگر هوش و استعداد از جمله هوش عاطفی، هوش تجسمی، هوش فضایی، هوش حرکتی، هوش بین‌فردی، هوش درون‌فردی و غیره نیست. بنابراین نمرات مدرسه و دانشگاه هیچ‌گاه معیار درستی برای داوری در مورد هوش و استعدادتان نیست. همه ما دارای ترکیب منحصربه‌فردی از هوش و استعداد هستیم.

دکتر کَلوین تیلر استاد دانشگاه یوتا و یکی از پیشگامان بزرگ در آموزش افراد تیزهوش و بااستعداد، در تحقیقات خود به موارد شگفت‌انگیزی دست‌ یافت. او دریافت که تمام کودکان تیزهوش و خلاق‌اند؛ برخی در سخنوری خلاق‌اند، بعضی در حرکات بدنی، بعضی دیگر در نقاشی یا نویسندگی و عده‌ای در شیوه‌ی برقراری ارتباط با دیگران، یا در سبک سازمان‌دهی. این استعدادها در اثر باورهای منفی و محدودکننده‌ای که از محیط و مدرسه دریافت می‌کنیم، سرکوب می‌شود و فرصت شکوفایی پیدا نمی‌کند. به همین دلیل تحقیقات دکتر تیلور نشان داد که فقط ۲ درصد از افراد بالای ۲۵ سال می‌توانند استعداد ذاتی دوران کودکی خود را شکوفا کنند.

ادگار دبلیو.ورک می‌گوید: «فاجعه‌ی‌ زندگی هر کس، محدود بودن به یک استعداد نیست، بلکه ناتوانی در استفاده از همان یک استعداد است.»

بنابراین از خودتان بپرسید که هوش و استعداد ذاتی من چیست؟ چه باورهایی باعث سرکوبی آنها شده است و چطور می‌توانم با استفاده از استعدادهای ذاتی‌ام به موفقیت و خودشکوفایی برسم؟


۳. من نمی‌توانم

چطور به این نتیجه ‌رسیدید که نمی‌توانید کاری را انجام دهید؟ چون بار اول شکست خوردید؟ آیا کسی را سراغ دارید که در همان تلاش اول به دستاورد بزرگی رسیده باشد؟ اگر چیزی در تلاش اول به‌دست بیاید، مطمئن باشید که دستاورد مهمی نیست.

البرت هوبارد می‌گوید: «بزرگ‌ترین اشتباهی که آدم می‌تواند مرتکب شود این است که از اشتباه کردن بهراسد.»

تمام دستاورهای مهم با بارها شکست، آزمون و خطا و اصلاح مسیر به‌دست آمده‌اند. حتی بعد از چند بار تلاش هم نمی‌توان به این نتیجه رسید که «من نمی‌توانم.» اگر نتوانسته‌اید به هدفی برسید باید ببینید که چه مشکلی وجود داشته است؛ کجا دچار اشتباه شدید و چه کارهایی باید انجام می‌دادید و ندادید.

بانکر هانت می‌گوید: «موفقیت ساده‌ است؛ اول بدانید که دقیقاً چه می‌خواهید، آنگاه تصمیم بگیرید که برای رسیدن به آرزوهایتان بهای آن را بپردازید و سپس وارد عمل شوید.»

همیشه باید از خود بپرسید «چگونه می‌توانم انجامش دهم؟» اگر در انجام دادن و موفق شدن اصرار کنید و مداومت به خرج دهید حتما موفق خواهید شد. فقط باید تصمیم قاطع بگیرید که به هدف برسید و تمام توجه خود را بر آن متمرکز کنید و کوتاه نیایید؛ در این صورت مطمئنا به هدف خواهید رسید. اگر هم شکست بخورید، رشد کرده‌اید و آدم قوی‌تری شده‌اید که خود زمینه‌ی دستیابی به اهداف و موفقیت‌های دیگر را برای شما فراهم می‌کند.

۴. من شانس ندارم

این باور یکی از بزرگ‌ترین موانعِ دستیابی به موفقیت است. کسی که فکر می‌کند موفقیت شانسی و تصادفی به‌دست می‌آید، خود را از تمام شانس‌ها و فرصت‌ها محروم می‌کند. این باور مانع تلاش می‌شود و ما را به تنبلی و منفعل بودن وامی‌دارد. لوئی پاستور جمله‌ی جالبی دارد. او می‌گوید: «شانس فقط به سراغ ذهن‌های آماده می‌آید.»

این یعنی شما باید در موقعیت تشخیص شانس و فرصت قرار بگیرید. باید هدف مشخصی داشته و برای رسیدن به آن مصصم باشید. راه‌های ممکن را بررسی کرده باشید و با تمام وجود روی رسیدن به هدف تمرکز کنید. در این صورت شما خوش‌شانس‌تر از قبل خواهید بود. قطعا در یک رود بزرگ شانس بیشتری برای یک صید خوب دارید تا در یک جوی کوچک. پس باید از محدوده‌ی راحتی خود خارج شوید، جسارت به خرج دهید و دست به اقدام بزنید. در این صورت شانس خود را افزایش خواهید داد.

ناپلئون هیل می‌گوید: «وقتی درهای ذهن خود را به روی افکار منفی می‌بندید، درهای فرصت به روی شما گشوده می‌شوند.»

۵. من تنبل هستم

اگر انجام کاری که هیچ علاقه‌ای به آن ندارید برای شما سخت است و در مورد آن تنبلی می‌کنید، دلیل بر آن نمی‌شود که در تمام زمینه‌ها تنبل هستید. من در مواردی آدم تنبل و راحت‌طلبی هستم، با این‌ حال ممکن است ساعت‌ها به‌طور مداوم مطالعه یا فکر کنم و مطلب بنویسم. آیا این نشانه‌ی تنبلی است؟ یا با تنبلی در تضاد است؟ پس من در انجام کاری که به آن علاقه دارم نه تنها بسیار مشتاق و پرانرژی هستم و انجام آنها خسته‌ام نمی‌کند، بلکه انجام ندادن این کارها برایم سخت و زجرآور است.

ناپلئون هیل می‌گوید: «آدم تنبل یا بیمار است یا کار مورد علاقه خود را پیدا نکرده است.»

بیشتر اوقات تنبلی ما ناشی از علت دوم است. یعنی یا کار مورد علاقه خود را پیدا نکرده‌ایم یا آن را پیدا کرده‌ایم ولی کاری را انجام می‌دهیم که به آن علاقه نداریم. من با انجام کاری که به آن علاقه و اشتیاق نداشته باشم هم خودم را زجر می‌دهم و هم به خاطر دل ندادن به ‌کار، کیفیت کارم مناسب نخواهد بود. اما در مورد کاری که برای انجامش مشتاقم، کاملاً برعکس است؛ هم خودم لذت می‌برم و هم به خاطر تمرکز و اشتیاقم خدمتی باکیفیت و عالی را به دیگران ارائه خواهم داد.

شاید شما برخی از این دروغ‌ها را در مورد خودتان پذیرفته‌اید. اگر چنین است باید آنها را با باورهای مثبت و قدرتمند جایگزین کنید. باورهای محدودکننده زمان درازی در وجود ما ریشه کرده‌اند، بنابراین جایگزینی آنها با باورهای مثبت نیز زمان‌بر خواهد بود و به تمرین، جدیت و مداومت نیاز دارد. وقتی که باورهای جدید در ذهن‌تان تثبیت شوند، خود به خود در مسیر موفقیت و تحقق رؤیاهایتان قرار خواهید گرفت و از دستاورهای خود شگفت‌زده خواهید شد.

آسفالت جدیدی که پوست سوسماری شد

آسفالت جدیدی که پوست سوسماری شد

لاین جاده ورودی به بروجرد از سمت  ملایر( اشترینان) چند ماهی برای زیر سازی و آسفالت کردن بسته بود و بالاخره همین چند ماه قبل بعد از مدتها چشم همه همشهریان به آسفالت جدید روشن شد.

اما……

اما از آنجا که در زمینه نهضت آسفالت! مدتهاست آب خوش از حلقوم ما بروجردی ها در خیابانها و کوچه و پسکوچه ها پائین نرفته و آسفالت شهر حالت شخم خورده دارد، لذا خوشحالی آسفالت جدید در این جاده ورودی به شهر هم دو سه ماه بیشتر نصیب ما بروجردی ها نشد.

 الغرض! حال و روز فعلی جاده ای که جدیدا آسفالت شده با قدیمش هیچ تغییری نکرده و سراسر آسفالت بصورت ترک خورده و اصطلاحا پوست سوسماری شده و بعضی جاهایش که اصلا آسفالت دود شده و رفته هوا.

به واقع ما که دیگر حرف مان نمی آید، بجز اینکه بگوئیم مدیران محترم شهری، اصل حال تان چطور است؟!



آسفالت جدیدی که پوست سوسماری شد

لاین جاده ورودی به بروجرد از سمت  ملایر( اشترینان) چند ماهی برای زیر سازی و آسفالت کردن بسته بود و بالاخره همین چند ماه قبل بعد از مدتها چشم همه همشهریان به آسفالت جدید روشن شد.

اما......

اما از آنجا که در زمینه نهضت آسفالت! مدتهاست آب خوش از حلقوم ما بروجردی ها در خیابانها و کوچه و پسکوچه ها پائین نرفته و آسفالت شهر حالت شخم خورده دارد، لذا خوشحالی آسفالت جدید در این جاده ورودی به شهر هم دو سه ماه بیشتر نصیب ما بروجردی ها نشد.

 الغرض! حال و روز فعلی جاده ای که جدیدا آسفالت شده با قدیمش هیچ تغییری نکرده و سراسر آسفالت بصورت ترک خورده و اصطلاحا پوست سوسماری شده و بعضی جاهایش که اصلا آسفالت دود شده و رفته هوا.

به واقع ما که دیگر حرف مان نمی آید، بجز اینکه بگوئیم مدیران محترم شهری، اصل حال تان چطور است؟!

بررسی همکاری‌های نظامی تهران – مسکو

جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در سال ۹۵ تعاملات بسیاری در زمینه نظامی با یکدیگر به انجام رساندند که در مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به تحویل کامل‌ سامانه پدافند هوایی اس 300 و همکاری‌ در زمینه مبارزه با تروریسم عراق و سوریه اشاره کرد.

به گزارش ایسنا،  برای نخستین بار در رژه 29 فروردین 95 به مناسبت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که بخش‌هایی از سامانه پدافند هوایی اس 300 بطور رسمی در کشور رونمایی شد؛ در سال 2007 قراردادی نظامی بین ایران و روسیه برای دریافت سامانه پدافندی اس 300 امضا شد، اما روس‌ها در سال 2010 به بهانه تحریم‌های سازمان ملل حاضر نشدند این سامانه دفاعی را تحویل ایران دهد. در همان مقطع ایران اعلام کرد که در دادگاهی در ژنو علیه روسیه شکایتی قانونی را مطرح کرده است. اما پس از توافق هسته‌ای ایران و غرب و رفع تهدیدهای نظامی علیه کشورمان، روس‌ها آماده تحویل سامانه S300 شده‌اند در همین راستا نیز پوتین رییس جمهور روسیه در فروردین ماه سال 94 و درماه‌های پایانی مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، با امضای حکمی، ممنوعیت فروش سامانه اس300 به تهران را لغو کرد.

تحویل بخش‌های مختلف این سامانه دفاعی از همان هنگام آغاز شد و در نهایت پس از کش و قوس های فراوان در اواخر مهر 95 بطور کامل در اختیار قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا(ص) ارتش قرار گرفت. این سامانه پدافند هوایی هفته های گذشته در رزمایشی با عنوان دماوند که با حضور جمعی از مسئولان لشکری و کشوری در میدان تیر یکی از یگان‌های پدافندی کشوربرگزار شد، مورد آزمایش قرار گرفت و با شلیک موشک اهداف مورد نظر را مورد اصابت داد و منهدم کرد.

همکاری‌های نظامی دو کشور ایران و روسیه  در سال 95 فقط محدود به قرارداد خرید سامانه اس 300 نشد؛ بلکه این همکاری‌ها در بخش‌های دیگر نیز بسیار ملموس بود؛ بویژه در موضوع سوریه؛ موضوعی که همکاری‌های نظامی تهران-موسکو را به نقطه‌ای رساند که ایران یک پایگاه نظامی خود را در اختیار جنگنده های روس قرار داد.

ماجرای استفاده روسیه از پایگاه هوایی نوژه همدان از این قرار بود که در راستای همکاری های چهارجانبه تهران-موسکو-بغداد- دمشق که طی یک‌سال اخیر با هدف مبارزه با پدیده شوم تروریسم و گروهک تروریستی در حال پیگیری است، روسیه از حریم هوایی ایران برای مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق استفاده کرد. روس‌ها از پایگاه هوایی نوژه برای عبور و سوخت‌گیری هواپیماهای نظامی و جنگنده های خود استفاده کنند.

بر اساس اظهارات رسمی مقامات کشورمان استفاده روسیه از حریم آسمان ایران مدتی بود که انجام می‌شد، اما در اواخر مرداد ماه و در پی جنجال آفرینی‌های مختلف خارجی، این موضوع علنی شد.

اواخر آبان ماه نیز رسانه های مختلف روس از گفت‌وگوی ایران و روسیه درباره قرارداد تسلیحاتی 10 میلیارد دلاری خبر دادند. بر همین اساس خبرگزاری ریانووستی روسیه به نقل از یک مقام ارشد روس خبر داد که روسیه و ایران مشغول مذاکره در مورد امضای قرارداد نظامی 10 میلیارد دلاری هستند. این مقام آگاه گفت که بنابر این قرارداد مسکو تانک‌های T-90، سیستم‌های توپخانه‌ای، هواپیما و هلیکوپترهای جنگی را به تهران تحویل خواهد داد.

همواره طی سال ۹۵، مقامات مختلف دو کشور در مقاطع مختلف بر لزوم همکاری‌های نظامی دو ایران- روسیه تاکید داشتند. در همین زمینه و در آخرین اظهارات مطرح شده، مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه ماه گذشته از علاقه مندی ایران به توسعه همکاری‌های نظامی با روسیه خبر داد. مقامات نظامی روس نیز بارها نسبت به توسعه همکاری‌های میان دو کشور بویژه در موضوع مبارزه با تروریسم تاکید و ابراز تمایل داشته اند.

وزرای دفاع دو کشور نیز در راستای تداوم روابط دفاعی تهران- موسکو در جریان سال گذشته سه بار با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو داشتند. سردار حسین دهقان و ارتشبد سرگئی شایگو وزرای دفاع ایران و روسیه دو مرتبه در موسکو و یک مرتبه در تهران با یکدیگر دیدار کردند و درباره همکاری‌های فی‌مابین به گفت و گو نشستند.

با توجه به افزایش روز افزون خطر تروریست بین‌الملل در منطقه و لزوم تلاش کشورهای منطقه برای تامین امنیت پایدار توسط کشور های منطقه و همچنین ایجاد فضای جدید تعاملات بین‌المللی در دوران پسابرجام، این انتظار می‌رود که در سال 1396 همکاری های دفاعی دو کشور روز به روز در ابعاد مختلف نظامی بویژه خرید تسلیحات و همچنین همکاری‌هایی در زمینه مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق، تهران و مسکو گام‌های جدی تری نسبت به سال 95 در زمینه همکاری‌های دفاعی با یکدیگربردارند.
 

جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در سال 95 تعاملات بسیاری در زمینه نظامی با یکدیگر به انجام رساندند که در مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به تحویل کامل‌ سامانه پدافند هوایی اس 300 و همکاری‌ در زمینه مبارزه با تروریسم عراق و سوریه اشاره کرد.


به گزارش ایسنا،  برای نخستین بار در رژه 29 فروردین 95 به مناسبت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که بخش‌هایی از سامانه پدافند هوایی اس 300 بطور رسمی در کشور رونمایی شد؛ در سال 2007 قراردادی نظامی بین ایران و روسیه برای دریافت سامانه پدافندی اس 300 امضا شد، اما روس‌ها در سال 2010 به بهانه تحریم‌های سازمان ملل حاضر نشدند این سامانه دفاعی را تحویل ایران دهد. در همان مقطع ایران اعلام کرد که در دادگاهی در ژنو علیه روسیه شکایتی قانونی را مطرح کرده است. اما پس از توافق هسته‌ای ایران و غرب و رفع تهدیدهای نظامی علیه کشورمان، روس‌ها آماده تحویل سامانه S300 شده‌اند در همین راستا نیز پوتین رییس جمهور روسیه در فروردین ماه سال 94 و درماه‌های پایانی مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، با امضای حکمی، ممنوعیت فروش سامانه اس300 به تهران را لغو کرد.

تحویل بخش‌های مختلف این سامانه دفاعی از همان هنگام آغاز شد و در نهایت پس از کش و قوس های فراوان در اواخر مهر 95 بطور کامل در اختیار قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیا(ص) ارتش قرار گرفت. این سامانه پدافند هوایی هفته های گذشته در رزمایشی با عنوان دماوند که با حضور جمعی از مسئولان لشکری و کشوری در میدان تیر یکی از یگان‌های پدافندی کشوربرگزار شد، مورد آزمایش قرار گرفت و با شلیک موشک اهداف مورد نظر را مورد اصابت داد و منهدم کرد.

همکاری‌های نظامی دو کشور ایران و روسیه  در سال 95 فقط محدود به قرارداد خرید سامانه اس 300 نشد؛ بلکه این همکاری‌ها در بخش‌های دیگر نیز بسیار ملموس بود؛ بویژه در موضوع سوریه؛ موضوعی که همکاری‌های نظامی تهران-موسکو را به نقطه‌ای رساند که ایران یک پایگاه نظامی خود را در اختیار جنگنده های روس قرار داد.

ماجرای استفاده روسیه از پایگاه هوایی نوژه همدان از این قرار بود که در راستای همکاری های چهارجانبه تهران-موسکو-بغداد- دمشق که طی یک‌سال اخیر با هدف مبارزه با پدیده شوم تروریسم و گروهک تروریستی در حال پیگیری است، روسیه از حریم هوایی ایران برای مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق استفاده کرد. روس‌ها از پایگاه هوایی نوژه برای عبور و سوخت‌گیری هواپیماهای نظامی و جنگنده های خود استفاده کنند.

بر اساس اظهارات رسمی مقامات کشورمان استفاده روسیه از حریم آسمان ایران مدتی بود که انجام می‌شد، اما در اواخر مرداد ماه و در پی جنجال آفرینی‌های مختلف خارجی، این موضوع علنی شد.

اواخر آبان ماه نیز رسانه های مختلف روس از گفت‌وگوی ایران و روسیه درباره قرارداد تسلیحاتی 10 میلیارد دلاری خبر دادند. بر همین اساس خبرگزاری ریانووستی روسیه به نقل از یک مقام ارشد روس خبر داد که روسیه و ایران مشغول مذاکره در مورد امضای قرارداد نظامی 10 میلیارد دلاری هستند. این مقام آگاه گفت که بنابر این قرارداد مسکو تانک‌های T-90، سیستم‌های توپخانه‌ای، هواپیما و هلیکوپترهای جنگی را به تهران تحویل خواهد داد.

همواره طی سال 95، مقامات مختلف دو کشور در مقاطع مختلف بر لزوم همکاری‌های نظامی دو ایران- روسیه تاکید داشتند. در همین زمینه و در آخرین اظهارات مطرح شده، مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه ماه گذشته از علاقه مندی ایران به توسعه همکاری‌های نظامی با روسیه خبر داد. مقامات نظامی روس نیز بارها نسبت به توسعه همکاری‌های میان دو کشور بویژه در موضوع مبارزه با تروریسم تاکید و ابراز تمایل داشته اند.

وزرای دفاع دو کشور نیز در راستای تداوم روابط دفاعی تهران- موسکو در جریان سال گذشته سه بار با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو داشتند. سردار حسین دهقان و ارتشبد سرگئی شایگو وزرای دفاع ایران و روسیه دو مرتبه در موسکو و یک مرتبه در تهران با یکدیگر دیدار کردند و درباره همکاری‌های فی‌مابین به گفت و گو نشستند.

با توجه به افزایش روز افزون خطر تروریست بین‌الملل در منطقه و لزوم تلاش کشورهای منطقه برای تامین امنیت پایدار توسط کشور های منطقه و همچنین ایجاد فضای جدید تعاملات بین‌المللی در دوران پسابرجام، این انتظار می‌رود که در سال 1396 همکاری های دفاعی دو کشور روز به روز در ابعاد مختلف نظامی بویژه خرید تسلیحات و همچنین همکاری‌هایی در زمینه مبارزه با تروریسم در سوریه و عراق، تهران و مسکو گام‌های جدی تری نسبت به سال 95 در زمینه همکاری‌های دفاعی با یکدیگربردارند.
 

کمک ۳٫۰۰۰٫۰۰۰ ریالی به “خانواده مبتلا به تومور مغزی” و “دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد”

سپاس از بیننده گرامی ” آقای ایرج”

کمک ۳٫۰۰۰٫۰۰۰ ریالی

به “خانواده مبتلا به تومور مغزی” و

“دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد”

همشهری بروجردی عزیزی بنام آقای ایرج  محبت نموده و مبلغ 3.000.000 ریال برای کمک به ” خانواده مبتلا به تومور مغزی“(2.000.000 ریال) و “دختر نیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد” ( 1.000.000 ریال)  به احساب اینجانب واریز نمود.

صمیمانه برای این بیننده عزیز و خانواده محترم
شان در سال جدید آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم.

@@@@@@@@@

 

گاهی خدا

با دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد.

با زبان تو گره از كار بنده ای باز میكند.

وقتی دستی را به یاری میگیری،

بدان كه در آن زمان دست دیگر تو در دست خداست

تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر
خدا پسندانه کمک به ”  خانواده مبتلا به تومور مغزی”  آستین همت را بالا بزنند می
توانند

کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :

  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.

مثل الذین ینفقون
اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت‏ سبع سنابل فی کل ‏سنبلة ماة حبة و الله
یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،۲۶۱
(


کسانی که اموال خود را در راه
خدا«انفاق‏»می‏کنند،همانند بذری هستند که هفت‏ خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد
دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد(وشایستگی داشته باشد)،دو یا چند برابر
می‏کند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسیع و(به همه‏ چیز)داناست






سپاس از بیننده گرامی " آقای ایرج"

کمک 3.000.000 ریالی

به "خانواده مبتلا به تومور مغزی" و

"دختری که شاید چشمانش را از دست بدهد"


همشهری بروجردی عزیزی بنام آقای ایرج  محبت نموده و مبلغ 3.000.000 ریال برای کمک به " خانواده مبتلا به تومور مغزی"(2.000.000 ریال) و "دختر نیازمندی که شاید چشمانش را از دست بدهد" ( 1.000.000 ریال)  به احساب اینجانب واریز نمود.

صمیمانه برای این بیننده عزیز و خانواده محترم شان در سال جدید آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون داریم.

@@@@@@@@@

 


گاهی خدا

با دست تو دست دیگر بندگانش را میگیرد.

با زبان تو گره از كار بنده ای باز میكند.

وقتی دستی را به یاری میگیری،

بدان كه در آن زمان دست دیگر تو در دست خداست


تمامی خیرین عزیزی که مایلند در امر خدا پسندانه کمک به "  خانواده مبتلا به تومور مغزی"  آستین همت را بالا بزنند می توانند

کمک های هر چند اندک مادی خود را به حساب  کارت بانک تجارت  شماره :


  5859831008771817

 بنام فرهاد داودوندی واریز کرده و پیامک ارسال مبلغ خود را نیز به شماره تماس 09161622595  ارسال نمایند.


مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت‏ سبع سنابل فی کل ‏سنبلة ماة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم (بقره،261(


کسانی که اموال خود را در راه خدا«انفاق‏»می‏کنند،همانند بذری هستند که هفت‏ خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد(وشایستگی داشته باشد)،دو یا چند برابر می‏کند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسیع و(به همه‏ چیز)داناست

شرح حال «ام‌کلثوم(س)» بعد از جریان عاشورا از زبان خودش

ی‌ مدینه! ما را مپذیر که با اندوه و حسرت آمدیم، ای‌ فاطمه! کاش بر اسیران نظر می‌‏کردی‌ و می‌‏دیدی‌ که دختران تو در شهرها پراکنده‌اند. این داستان و شرح حال من است، ای‌ شنوندگان بر ما گریه کنید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، امروز سه‌شنبه 29 جمادی‌الثانی و 8 فروردین‌ماه مصادف با سالروز شهادت حضرت «ام‌کلثوم(س)» است، کسی که پس از امام حسن و امام حسین (علیهاالسلام) و حضرت زینب(س) در شهر مدینه دیده به جهان گشود. 

از جمله حوادث مهم زندگی ایشان، حضور وی به همراه برادرش امام حسین(ع) در کربلا است. وی پس از عاشورا به همراه خواهرش، زینب(س) به کوفه و شام برده شد. ابن‌طاووس می‌گوید: «چون حسین(ع) وداع کرد، ام‌کلثوم ندا سر داد و گفت: یا ابا عبدالله! وای بر ما بعد از مصیبت از دست دادن شما، امام حسین(ع) نیز ام‌کلثوم، زینب (س) و رباب را تسلی داد». (ابن‌طاووس، لهوف، ص82).  از ام‌کلثوم(س) در جریان اسارت در کوفه و شام، خطبه‌ها و سخنانی در تاریخ و کتاب‌های مقتل نقل شده است که در ادامه به فرازهایی از آنها اشاره می‌کنیم:

ایشان هنگام بازگشت کاروان حسینی به مدینه، گریستند و این اشعار را خواندند:

مَدِینَةَ جَدِّنَا لَا تَقْبَلِینَا
فَبِالْحَسَرَاتِ وَ الْأَحْزَانِ جِئْنَا

ای‌ شهر جدّ ما! ما را مپذیر که ما با اندوه و حسرت آمدیم

أَلَا فَأَخْبِرْ رَسُولَ اللَّهِ عَنَّا
بِأَنَّا قَدْ فُجِعْنَا فِی أَبِینَا

آگاه باش و رسول خدا(ص) را از ما خبر بده که ما گرفتار مصیبت پدرمان گشته‌ایم

وَ أَنَّ رِجَالَنَا بِالطَّفِّ صَرْعَی‌
بِلَا رُؤْسٍ وَ قَدْ ذَبَحُوا الْبَنِینَا

مردان ما در طف بی‌‏سر بر خاک افتادند و پسران را سر بریدند

وَ أَخْبِرْ جَدَّنَا أَنَّا أُسِرْنَا
وَ بَعْدَ الْأَسْرِ یَا جَدَّا سُبِینَا

به جدّ ما خبر بده که گرفتار شدیم و پس از گرفتاری‌، به اسارت در آمدیم

وَ رَهْطُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَضْحَوْا
عَرَایَا بِالطُّفُوفِ مُسَلَّبِینَا

و خانواده‌ات ای‌ رسول خدا(ص) غارت شده، در صحراها شب را به صبح رساندند

وَ قَدْ ذَبَحُوا الْحُسَیْنَ وَ لَمْ یُرَاعُوا
جَنَابَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فِینَا

حسین (ع) را سر بریدند و ای‌ رسول خدا! احترام تو را نسبت به ما رعایت نکردند

فَلَوْ نَظَرَتْ عُیُونُکَ لِلْأُسَارَی‌
عَلَی‌ أَقْتَابِ الْجِمَالِ مُحَمَّلِینَا

ای‌ کاش چشمان تو به اسیران می‌‏افتاد که بر شتران بی‌‏جهاز حمل می‌‏شوند

رَسُولَ اللَّهِ بَعْدَ الصَّوْنِ صَارَتْ
عُیُونُ النَّاسِ نَاظِرَةً إِلَیْنَا

ای‌ رسول خدا (ص) پس از دوران پرده‌نشینی‌ اینک چشمان مردمان به ما می‌‏نگرد

وَ کُنْتَ تَحُوطُنَا حَتَّی‌ تَوَلَّتْ
عُیُونُکَ ثَارَتِ الْأَعْدَا عَلَیْنَا

تا هنگامی که تو زنده بودی‌ از ما نگهداری‌ می‌‏کردی‌ و چون تو دیده از جهان فرو بستی‌ دشمنان به ما حمله کردند

أَ فَاطِمُ لَوْ نَظَرْتِ إِلَی‌ السَّبَایَا
بَنَاتِکَ فِی الْبِلَادِ مُشَتَّتِینَا

ای‌ فاطمه! کاش بر اسیران نظر می‌‏کردی‌ و می‌‏دیدی‌ که دختران تو در شهرها پراکنده‌اند

أَ فَاطِمُ لَوْ نَظَرْتِ إِلَی‌ الْحَیَارَی‌
وَ لَوْ أَبْصَرْتِ زَیْنَ الْعَابِدِینَا

ای‌ فاطمه! کاش بر پیشاهنگ آنها نگاه می‌‏کردی‌ و ای‌ کاش زین‌العابدین (ع) را می‌‏دیدی‌

أَ فَاطِمُ لَوْ رَأَیْتِینَا سَهَارَی‌
وَ مِنْ سَهَرِ اللَّیَالِی قَدْ عَمِینَا

ای‌ فاطمه! کاش می‌‏دیدی‌ که ما شب‌ها خواب نداریم و نزدیک است بینایی ما از دست برود

أَ فَاطِمُ مَا لَقِیتِی مِنْ عِدَاکِی
وَ لَا قِیرَاطَ مِمَّا قَدْ لَقِینَا

ای‌ فاطمه! مصیبتی که بر ما وارد شد نسبت به مصیبتی که از ناحیه دشمنان به شما رسید، عظیم‌تر بود

فَلَوْ دَامَتْ حَیَاتُکِ لَمْ تَزَالِی
إِلَی‌ یَوْمِ الْقِیَامَةِ تَنْدُبِینَا

اگر زندگی‌ تو به درازا می‌‏کشید، تا روز قیامت پیوسته بر حال ما گریه می‌‏کردی‌

وَ عَرِّجْ بِالْبَقِیعِ وَ قِفْ وَ نَادِ
أَیَا ابْنَ حَبِیبِ رَبِّ الْعَالَمِینَا

در بقیع از این سو به آن سو برو، آن‌گاه بایست و بگو ای‌ پسر حبیب پروردگار جهانیان! 

وَ قُلْ یَا عَمِّ یَا حَسَنَ الْمُزَکَّی‌
عِیَالُ أَخِیکَ أَضْحَوْا ضَائِعِینَا

و بگو: یا حسن! ای‌ عمو، اهل و عیال برادرت از دست رفتند

أَیَا عَمَّاهْ إِنَّ أَخَاکَ أَضْحَی‌
بَعِیداً عَنْکَ بِالرَّمْضَا رَهِیناً

ای‌ عمو جان! برادرت از تو دور افتاد و در بیابان سوزان بدون سر شد

بِلَا رَأْسٍ تَنُوحُ عَلَیْهِ جَهْراً
طُیُورٌ وَ الْوُحُوشُ الْمُوحِشِینَا

و پرندگان و درندگان با صدای‌ بلند و ترسناک بر او نوحه سر می‌‏دهند

وَ لَوْ عَایَنْتَ یَا مَوْلَایَ سَاقُوا
حَرِیماً لَا یَجِدْنَ لَهُمْ مُعِیناً

ای‌ مولای‌ من! کاش می‌‏دیدی‌ که پیش راندند حرمی‌ را که هیچ یاوری‌ نداشت

عَلَی‌ مَتْنِ النِّیَاقِ بِلَا وِطَاءٍ
وَ شَاهَدْتَ الْعِیَالَ مُکَشَّفِینَا

خانواده‌تان را بر پشت شتران برهنه سوار کردند و مردم آن‌ها را تماشا می‌کردند

مَدِینَةَ جَدِّنَا لَا تَقْبَلِینَا
فَبِالْحَسَرَاتِ وَ الْأَحْزَانِ جِئْنَا

ای مدینه‌‏، شهر جد ما! ما را مپذیر که ما با حسرت و اندوه آمدیم

خَرَجْنَا مِنْکِ بِالْأَهْلِینَ جَمْعاً
رَجَعْنَا لَا رِجَالَ وَ لَا بَنِینَا

هنگامی‌ که از تو بیرون رفتیم، همه با هم بودیم و اکنون که باز گشتیم نه مردی‌ داریم و نه پسری‌

وَ کُنَّا فِی الْخُرُوجِ بِجَمْعِ شَمْلٍ
رَجَعْنَا حَاسِرِینَ مُسَلَّبِینَا

هنگام رفتن، گروهی‌ متحد بودیم و اینک غارت زده و بدون پوشش مناسب برگشتیم

وَ کُنَّا فِی أَمَانِ اللَّهِ جَهْراً
رَجَعْنَا بِالْقَطِیعَةِ خَائِفِینَا

ما آشکارا در امان خدا بودیم ولی‌ اینک تنها و ترسان باز می‌‏گردیم

وَ مَوْلَانَا الْحُسَیْنُ لَنَا أَنِیسٌ
رَجَعْنَا وَ الْحُسَیْنُ بِهِ رَهِینَا

و مولایمان حسین (ع) انیس ما بود و اینک در حالی‌ باز می‌‏گردیم که حسین(ع) در آنجا مانده است

فَنَحْنُ الضَّائِعَاتُ بِلَا کَفِیلٍ
وَ نَحْنُ النَّائِحَاتُ عَلَی‌ أَخِینَا

ما بی‌‏محافظ و بی‌‏سرپرستیم و برای‌ برادرمان نوحه‌سرایی‌ می‌‏کنیم

وَ نَحْنُ السَّائِرَاتُ عَلَی‌ الْمَطَایَا
نُشَالُ عَلَی‌ جِمَالِ الْمُبْغِضِینَا

ما بر راهوارها حرکت می‌‏کنیم و شتران دشمنان ما را به سرعت می‌‏برند

وَ نَحْنُ بَنَاتُ یس وَ طه
وَ نَحْنُ الْبَاکِیَاتُ عَلَی‌ أَبِینَا

ما دختران یس و طه هستیم و بر پدرمان گریه می‌‏کنیم

وَ نَحْنُ الطَّاهِرَاتُ بِلَا خَفَاءٍ
وَ نَحْنُ الْمُخْلَصُونَ الْمُصْطَفَوْنَا

ما پاکیزگانیم ولی‌ پوشش مناسبی نداریم و ما خالص شده و برگزیده‌ایم

وَ نَحْنُ الصَّابِرَاتُ عَلَی‌ الْبَلَایَا
وَ نَحْنُ الصَّادِقُونَ النَّاصِحُونَا

ما بر بلاها شکیباییم و راستگو و نصیحت‌گر هستیم

أَلَا یَا جَدَّنَا قَتَلُوا حُسَیْناً
وَ لَمْ یَرْعَوْا جَنَابَ اللَّهِ فِینَا

آگاه باش ای‌ جدّ بزرگوار که حسین را کشتند و احترام خدا را درباره ما رعایت نکردند

أَلَا یَا جَدَّنَا بَلَغَتْ عِدَانَا
مُنَاهَا وَ اشْتَفَی‌ الْأَعْدَاءُ فِینَا

ای‌ جدّ بزرگوار! دشمن به آرزوهای‌ خویش رسید و از ما انتقام گرفت

لَقَدْ هَتَکُوا النِّسَاءَ وَ حَمَّلُوهَا
عَلَی‌ الْأَقْتَابِ قَهْراً أَجْمَعِینَا

به زنان بی‌‏احترامی‌ کردند و همه آنان را با خشونت بر شتران بی‌‏جهاز سوار کردند

وَ زَیْنَبُ أَخْرَجُوهَا مِنْ خِبَاهَا
وَ فَاطِمُ وَالِهٌ تُبْدِی الْأَنِینَا

زینب(س) را از خیمه‌اش بیرون آوردند و فاطمه سرگردان بود و بلند ناله می‌‏کرد

سُکَیْنَةُ تَشْتَکِی مِنْ حَرِّ وَجْدٍ
تُنَادِی الْغَوْثَ رَبَّ الْعَالَمِینَا

سکینه از سوز جدایی‌ به درگاه خداوند شکایت می‌‏کرد و از خدای‌ جهانیان مدد می‌‏خواست

وَ زَیْنُ الْعَابِدِینَ بِقَیْدِ ذُلٍّ
وَ رَامُوا قَتْلَهُ أَهْلُ الْخَئُونَا

و زین‌العابدین(ع) به زنجیر بسته شده بود و قصد کشتن او را کردند

فَبَعْدَهُمُ عَلَی‌ الدُّنْیَا تُرَابٌ
فَکَأْسُ الْمَوْتِ فِیهَا قَدْ سُقِینَا

پس از آنان، خاک بر سر دنیا که ما در این دنیا جام مرگ نوشیدیم

وَ هَذِی قِصَّتِی مَعَ شَرْحِ حَالِی
أَلَا یَا سَامِعُونَ ابْکُوا عَلَیْنَا

این داستان و شرح حال من است، ای‌ شنوندگان بر ما گریه کنید.

(بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۹۷؛ ینابیع‌الموّدة، ج3، ص94)

ی‌ مدینه! ما را مپذیر که با اندوه و حسرت آمدیم، ای‌ فاطمه! کاش بر اسیران نظر می‌‏کردی‌ و می‌‏دیدی‌ که دختران تو در شهرها پراکنده‌اند. این داستان و شرح حال من است، ای‌ شنوندگان بر ما گریه کنید.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، امروز سه‌شنبه 29 جمادی‌الثانی و 8 فروردین‌ماه مصادف با سالروز شهادت حضرت «ام‌کلثوم(س)» است، کسی که پس از امام حسن و امام حسین (علیهاالسلام) و حضرت زینب(س) در شهر مدینه دیده به جهان گشود. 

از جمله حوادث مهم زندگی ایشان، حضور وی به همراه برادرش امام حسین(ع) در کربلا است. وی پس از عاشورا به همراه خواهرش، زینب(س) به کوفه و شام برده شد. ابن‌طاووس می‌گوید: «چون حسین(ع) وداع کرد، ام‌کلثوم ندا سر داد و گفت: یا ابا عبدالله! وای بر ما بعد از مصیبت از دست دادن شما، امام حسین(ع) نیز ام‌کلثوم، زینب (س) و رباب را تسلی داد». (ابن‌طاووس، لهوف، ص82).  از ام‌کلثوم(س) در جریان اسارت در کوفه و شام، خطبه‌ها و سخنانی در تاریخ و کتاب‌های مقتل نقل شده است که در ادامه به فرازهایی از آنها اشاره می‌کنیم:

ایشان هنگام بازگشت کاروان حسینی به مدینه، گریستند و این اشعار را خواندند:

مَدِینَةَ جَدِّنَا لَا تَقْبَلِینَا
فَبِالْحَسَرَاتِ وَ الْأَحْزَانِ جِئْنَا

ای‌ شهر جدّ ما! ما را مپذیر که ما با اندوه و حسرت آمدیم

أَلَا فَأَخْبِرْ رَسُولَ اللَّهِ عَنَّا
بِأَنَّا قَدْ فُجِعْنَا فِی أَبِینَا

آگاه باش و رسول خدا(ص) را از ما خبر بده که ما گرفتار مصیبت پدرمان گشته‌ایم

وَ أَنَّ رِجَالَنَا بِالطَّفِّ صَرْعَی‌
بِلَا رُؤْسٍ وَ قَدْ ذَبَحُوا الْبَنِینَا

مردان ما در طف بی‌‏سر بر خاک افتادند و پسران را سر بریدند

وَ أَخْبِرْ جَدَّنَا أَنَّا أُسِرْنَا
وَ بَعْدَ الْأَسْرِ یَا جَدَّا سُبِینَا

به جدّ ما خبر بده که گرفتار شدیم و پس از گرفتاری‌، به اسارت در آمدیم

وَ رَهْطُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَضْحَوْا
عَرَایَا بِالطُّفُوفِ مُسَلَّبِینَا

و خانواده‌ات ای‌ رسول خدا(ص) غارت شده، در صحراها شب را به صبح رساندند

وَ قَدْ ذَبَحُوا الْحُسَیْنَ وَ لَمْ یُرَاعُوا
جَنَابَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فِینَا

حسین (ع) را سر بریدند و ای‌ رسول خدا! احترام تو را نسبت به ما رعایت نکردند

فَلَوْ نَظَرَتْ عُیُونُکَ لِلْأُسَارَی‌
عَلَی‌ أَقْتَابِ الْجِمَالِ مُحَمَّلِینَا

ای‌ کاش چشمان تو به اسیران می‌‏افتاد که بر شتران بی‌‏جهاز حمل می‌‏شوند

رَسُولَ اللَّهِ بَعْدَ الصَّوْنِ صَارَتْ
عُیُونُ النَّاسِ نَاظِرَةً إِلَیْنَا

ای‌ رسول خدا (ص) پس از دوران پرده‌نشینی‌ اینک چشمان مردمان به ما می‌‏نگرد

وَ کُنْتَ تَحُوطُنَا حَتَّی‌ تَوَلَّتْ
عُیُونُکَ ثَارَتِ الْأَعْدَا عَلَیْنَا

تا هنگامی که تو زنده بودی‌ از ما نگهداری‌ می‌‏کردی‌ و چون تو دیده از جهان فرو بستی‌ دشمنان به ما حمله کردند

أَ فَاطِمُ لَوْ نَظَرْتِ إِلَی‌ السَّبَایَا
بَنَاتِکَ فِی الْبِلَادِ مُشَتَّتِینَا

ای‌ فاطمه! کاش بر اسیران نظر می‌‏کردی‌ و می‌‏دیدی‌ که دختران تو در شهرها پراکنده‌اند

أَ فَاطِمُ لَوْ نَظَرْتِ إِلَی‌ الْحَیَارَی‌
وَ لَوْ أَبْصَرْتِ زَیْنَ الْعَابِدِینَا

ای‌ فاطمه! کاش بر پیشاهنگ آنها نگاه می‌‏کردی‌ و ای‌ کاش زین‌العابدین (ع) را می‌‏دیدی‌

أَ فَاطِمُ لَوْ رَأَیْتِینَا سَهَارَی‌
وَ مِنْ سَهَرِ اللَّیَالِی قَدْ عَمِینَا

ای‌ فاطمه! کاش می‌‏دیدی‌ که ما شب‌ها خواب نداریم و نزدیک است بینایی ما از دست برود

أَ فَاطِمُ مَا لَقِیتِی مِنْ عِدَاکِی
وَ لَا قِیرَاطَ مِمَّا قَدْ لَقِینَا

ای‌ فاطمه! مصیبتی که بر ما وارد شد نسبت به مصیبتی که از ناحیه دشمنان به شما رسید، عظیم‌تر بود

فَلَوْ دَامَتْ حَیَاتُکِ لَمْ تَزَالِی
إِلَی‌ یَوْمِ الْقِیَامَةِ تَنْدُبِینَا

اگر زندگی‌ تو به درازا می‌‏کشید، تا روز قیامت پیوسته بر حال ما گریه می‌‏کردی‌

وَ عَرِّجْ بِالْبَقِیعِ وَ قِفْ وَ نَادِ
أَیَا ابْنَ حَبِیبِ رَبِّ الْعَالَمِینَا

در بقیع از این سو به آن سو برو، آن‌گاه بایست و بگو ای‌ پسر حبیب پروردگار جهانیان! 

وَ قُلْ یَا عَمِّ یَا حَسَنَ الْمُزَکَّی‌
عِیَالُ أَخِیکَ أَضْحَوْا ضَائِعِینَا

و بگو: یا حسن! ای‌ عمو، اهل و عیال برادرت از دست رفتند

أَیَا عَمَّاهْ إِنَّ أَخَاکَ أَضْحَی‌
بَعِیداً عَنْکَ بِالرَّمْضَا رَهِیناً

ای‌ عمو جان! برادرت از تو دور افتاد و در بیابان سوزان بدون سر شد

بِلَا رَأْسٍ تَنُوحُ عَلَیْهِ جَهْراً
طُیُورٌ وَ الْوُحُوشُ الْمُوحِشِینَا

و پرندگان و درندگان با صدای‌ بلند و ترسناک بر او نوحه سر می‌‏دهند

وَ لَوْ عَایَنْتَ یَا مَوْلَایَ سَاقُوا
حَرِیماً لَا یَجِدْنَ لَهُمْ مُعِیناً

ای‌ مولای‌ من! کاش می‌‏دیدی‌ که پیش راندند حرمی‌ را که هیچ یاوری‌ نداشت

عَلَی‌ مَتْنِ النِّیَاقِ بِلَا وِطَاءٍ
وَ شَاهَدْتَ الْعِیَالَ مُکَشَّفِینَا

خانواده‌تان را بر پشت شتران برهنه سوار کردند و مردم آن‌ها را تماشا می‌کردند

مَدِینَةَ جَدِّنَا لَا تَقْبَلِینَا
فَبِالْحَسَرَاتِ وَ الْأَحْزَانِ جِئْنَا

ای مدینه‌‏، شهر جد ما! ما را مپذیر که ما با حسرت و اندوه آمدیم

خَرَجْنَا مِنْکِ بِالْأَهْلِینَ جَمْعاً
رَجَعْنَا لَا رِجَالَ وَ لَا بَنِینَا

هنگامی‌ که از تو بیرون رفتیم، همه با هم بودیم و اکنون که باز گشتیم نه مردی‌ داریم و نه پسری‌

وَ کُنَّا فِی الْخُرُوجِ بِجَمْعِ شَمْلٍ
رَجَعْنَا حَاسِرِینَ مُسَلَّبِینَا

هنگام رفتن، گروهی‌ متحد بودیم و اینک غارت زده و بدون پوشش مناسب برگشتیم

وَ کُنَّا فِی أَمَانِ اللَّهِ جَهْراً
رَجَعْنَا بِالْقَطِیعَةِ خَائِفِینَا

ما آشکارا در امان خدا بودیم ولی‌ اینک تنها و ترسان باز می‌‏گردیم

وَ مَوْلَانَا الْحُسَیْنُ لَنَا أَنِیسٌ
رَجَعْنَا وَ الْحُسَیْنُ بِهِ رَهِینَا

و مولایمان حسین (ع) انیس ما بود و اینک در حالی‌ باز می‌‏گردیم که حسین(ع) در آنجا مانده است

فَنَحْنُ الضَّائِعَاتُ بِلَا کَفِیلٍ
وَ نَحْنُ النَّائِحَاتُ عَلَی‌ أَخِینَا

ما بی‌‏محافظ و بی‌‏سرپرستیم و برای‌ برادرمان نوحه‌سرایی‌ می‌‏کنیم

وَ نَحْنُ السَّائِرَاتُ عَلَی‌ الْمَطَایَا
نُشَالُ عَلَی‌ جِمَالِ الْمُبْغِضِینَا

ما بر راهوارها حرکت می‌‏کنیم و شتران دشمنان ما را به سرعت می‌‏برند

وَ نَحْنُ بَنَاتُ یس وَ طه
وَ نَحْنُ الْبَاکِیَاتُ عَلَی‌ أَبِینَا

ما دختران یس و طه هستیم و بر پدرمان گریه می‌‏کنیم

وَ نَحْنُ الطَّاهِرَاتُ بِلَا خَفَاءٍ
وَ نَحْنُ الْمُخْلَصُونَ الْمُصْطَفَوْنَا

ما پاکیزگانیم ولی‌ پوشش مناسبی نداریم و ما خالص شده و برگزیده‌ایم

وَ نَحْنُ الصَّابِرَاتُ عَلَی‌ الْبَلَایَا
وَ نَحْنُ الصَّادِقُونَ النَّاصِحُونَا

ما بر بلاها شکیباییم و راستگو و نصیحت‌گر هستیم

أَلَا یَا جَدَّنَا قَتَلُوا حُسَیْناً
وَ لَمْ یَرْعَوْا جَنَابَ اللَّهِ فِینَا

آگاه باش ای‌ جدّ بزرگوار که حسین را کشتند و احترام خدا را درباره ما رعایت نکردند

أَلَا یَا جَدَّنَا بَلَغَتْ عِدَانَا
مُنَاهَا وَ اشْتَفَی‌ الْأَعْدَاءُ فِینَا

ای‌ جدّ بزرگوار! دشمن به آرزوهای‌ خویش رسید و از ما انتقام گرفت

لَقَدْ هَتَکُوا النِّسَاءَ وَ حَمَّلُوهَا
عَلَی‌ الْأَقْتَابِ قَهْراً أَجْمَعِینَا

به زنان بی‌‏احترامی‌ کردند و همه آنان را با خشونت بر شتران بی‌‏جهاز سوار کردند

وَ زَیْنَبُ أَخْرَجُوهَا مِنْ خِبَاهَا
وَ فَاطِمُ وَالِهٌ تُبْدِی الْأَنِینَا

زینب(س) را از خیمه‌اش بیرون آوردند و فاطمه سرگردان بود و بلند ناله می‌‏کرد

سُکَیْنَةُ تَشْتَکِی مِنْ حَرِّ وَجْدٍ
تُنَادِی الْغَوْثَ رَبَّ الْعَالَمِینَا

سکینه از سوز جدایی‌ به درگاه خداوند شکایت می‌‏کرد و از خدای‌ جهانیان مدد می‌‏خواست

وَ زَیْنُ الْعَابِدِینَ بِقَیْدِ ذُلٍّ
وَ رَامُوا قَتْلَهُ أَهْلُ الْخَئُونَا

و زین‌العابدین(ع) به زنجیر بسته شده بود و قصد کشتن او را کردند

فَبَعْدَهُمُ عَلَی‌ الدُّنْیَا تُرَابٌ
فَکَأْسُ الْمَوْتِ فِیهَا قَدْ سُقِینَا

پس از آنان، خاک بر سر دنیا که ما در این دنیا جام مرگ نوشیدیم

وَ هَذِی قِصَّتِی مَعَ شَرْحِ حَالِی
أَلَا یَا سَامِعُونَ ابْکُوا عَلَیْنَا

این داستان و شرح حال من است، ای‌ شنوندگان بر ما گریه کنید.

(بحارالانوار، ج 45، ص 197؛ ینابیع‌الموّدة، ج3، ص94)

حجامت از نگاه مولکولی و سلولی

سال‌هاست که بر سر مفید یا مضر بودن حجامت دعواست عده‌ای کاملاً موافق آن هستند و عده‌ای دشمنان قسم خورده آن هستند ولی نکته اینجاست که متاسفانه کمتر شاهد بحث علمی منصفانه در مورد آن هستیم. بنابراین در اینجا قصد دارم بدون تعصب و از دیدگاه سلولی مولکولی فرآیند حجامت را تشریح نمایم تا شاید علت اینکه اینقدر در معارف اسلامی بر انجام حجامت تاکید شده است و اینکه بزرگان دین ما مبادرت به انجام این عمل می‌کرده‌اند از لحاظ علم روز مشخص گردد.

بطور مثال از پیامبر اعظم صل الله علیه وآله است که فرمودند: الحجامه دواء کل داء یعنی حجامت داروی تمام بیماری‌هاست. و امثال این فرمایش‌ها در روایات اسلامی فراوان است.

وقتی ما حجامت می‌کنیم در واقع سه پدیده اتفاق می افتد :

اول: ایجاد یک التهاب و آسیب سلولی عمدی بوسیله بادکش کردن.

دوم: تشدید التهاب و آسیب بوسیله ایجاد خراش‌های سطحی پوست ناحیه حجامت.
سوم: خروج خون از موضع حجامت بوسیله بادکش‌های بعدی.

حال ببینیم در هر مرحله چه پدیده‌ای رخ می‌دهد و چه نتایجی در بر دارد؟

در بادکش اولیه و ایجاد التهاب و آسیب سلولی اولیه، پیام‌های سلولی از سلول‌های منطقه التهاب و سلول‌های دچار آسیب شده صادر می‌گردد که این پیام‌های شیمیایی سیتوکین نام دارند و برخی از آن‌ها پیام بسیج عمومی سیستم ایمنی بدن، در جهت تمایز و تکثیر در محل‌های تولید سلول‌های ایمنی می‌باشد و همچنین پیام فراخوان عمومی سلول‌های ایمنی به منطقه التهاب و آسیب هستند که از مناطق تجمع سلول‌های سیستم ایمنی آنها را به ناحیه حجامت جلب می‌کند و موجب آزاد شدن برخی از واسطه‌های شیمیایی می‌گردد که موجب گشادی عروق به خصوص مویرگ‌ها و تجمع خون فراوان در این ناحیه می‌گردد و باعث خروج پلاسما (قسمت مایع خون) به ماده بین سلولی می‌گردد، در این مرحله با ایجاد خراش‌های سطحی در ناحیه پرخون و ملتهب و عمیق‌تر شدن آسیب سلول‌ها که شامل سلول‌های پوشاننده پوست، اندوتلیوم عروق خونی، سلول‌های بافت بینابینی و سلول‌های سیستم ایمنی هستند میزان آزاد شدن واسطه‌های شیمیایی و سیتوکین ها به اوج خود می‌رسد و خون و مایع میان بافتی و میان سلولی از ناحیه خارج می‌گردد.

از ستوکین هایی که در ناحیه آزاد می‌شود می‌توان به: TNF انترفرون آلفا، بتا، گاما، TGFB، اینترلوکین یک، اینترکولین دو، اینترلوکینسه، اینترلوکینچهار، اینترلوکین پنج، اینترلوکین شش و اینترلوکین ده اشاره نمود که اعمال تقویتی و تنظیمی روی سیستم ایمنی بدن دارند و موجب افزایش قدرت برخورد سلول‌های موجود و افزایش تعداد سلول‌های ایمنی ذاتی  و سلول‌های ایمنی اختصاصی می‌شوند و همچنین میزان و شدت برخورد سلول‌های ایمنی با عوامل بیگانه را تنظیم می‌نمایند و مهمتر از آن موجب تمایز بهتر و بیشتر سلول‌های ایمنی و در نتیجه بهتر شدن شناخت عوامل و سلول‌های خودی از بیگانه می‌شود و جلوی بروز بیماری‌های خود ایمنی مثل لوپوس، ام اس، آرتریت و روماتوئید گرفته می‌شود و همچنین با تحریک تمایز بهتر جلوی بروز سرطان‌ها گرفته می‌شود.

همچنین با افزایش قدرت سیستم ایمنی جلوی تهاجم و تکثیر میکرواورگانیسم ها تا حدود زیاد گرفته می‌شود و قدرت تولید آنتی بادی بر علیه آنها افزایش می‌یابد و قدرت برخورد با عوامل بیگانه توسط سیستم ایمنی افزایش می‌یابد. با برخورد آنتی ژن‌های سطحی از طریق سلول‌های معرفی کننده آنتی ژن و فرآوری این آنتی ژن‌ها، قدرت برخورد با ویروس‌ها از راه فعال شدن سلول‌های T کمک کننده و یاری رسانی به لنفوسیت‌های B و تبدیل شدن آنها به پلاماسل ها و همچنین فعال شدن سلول‌های T سیتوتوکسیک، افزایش می‌یابد و از همین خاصیت در مقالات بعدی به امکان درمان ایدز و انواع هپاتیت‌ها اعم ازهپاتیت B  ، C ، D و E اشاره خواهد شد.

اثر دیگر، خارج کردن انتخابی گلبول‌های قرمز پیر و فرسوده از گردونه گردش خون است که دیگر قادر به انتقال اکسیژن و متابولیت ها نمی‌باشند بدین صورت که در خلاء ایجاد شده در مرحله اول فرایند حجامت بدام می افتند و نمی‌توانند به گردش خون باز گردنند و بوسیله ایجاد خراش‌ها از بدن خارج می‌شوند و موجب جوان‌تر شدن عمر متوسط گلبول‌های قرمز در گردش خون می‌شوند و موجب اکسیژن رسانی بهتر به سلول‌ها و بافت‌ها می‌گردد.

اثر دیگر کاهش و یسیکوزیته (یا چسبندگی) خون است که با کم کردن تعداد گلبول‌های قرمز در واحد حجم و کم کردن ترافیک در مویرگ‌ها اتفاق می افتد و موجب کم شدن احتمال بروز سکته‌های قلبی و مغزی می‌گردد و همچنین با کم کردن احتمال تشکیل لخته‌ها در اندام‌های تحتانی جلوی آمبولی ریه یعنی حرکت لخته و گیر کردن آنها در عروق ریه، گرفته می‌شود و همچنین جلوی آمبولی به سایر نواحی مثل مغز و سایر اعضا گرفته می‌شود…

سال‌هاست که بر سر مفید یا مضر بودن حجامت دعواست عده‌ای کاملاً موافق آن هستند و عده‌ای دشمنان قسم خورده آن هستند ولی نکته اینجاست که متاسفانه کمتر شاهد بحث علمی منصفانه در مورد آن هستیم. بنابراین در اینجا قصد دارم بدون تعصب و از دیدگاه سلولی مولکولی فرآیند حجامت را تشریح نمایم تا شاید علت اینکه اینقدر در معارف اسلامی بر انجام حجامت تاکید شده است و اینکه بزرگان دین ما مبادرت به انجام این عمل می‌کرده‌اند از لحاظ علم روز مشخص گردد.

بطور مثال از پیامبر اعظم صل الله علیه وآله است که فرمودند: الحجامه دواء کل داء یعنی حجامت داروی تمام بیماری‌هاست. و امثال این فرمایش‌ها در روایات اسلامی فراوان است.

وقتی ما حجامت می‌کنیم در واقع سه پدیده اتفاق می افتد :

اول: ایجاد یک التهاب و آسیب سلولی عمدی بوسیله بادکش کردن.

دوم: تشدید التهاب و آسیب بوسیله ایجاد خراش‌های سطحی پوست ناحیه حجامت.
سوم: خروج خون از موضع حجامت بوسیله بادکش‌های بعدی.

حال ببینیم در هر مرحله چه پدیده‌ای رخ می‌دهد و چه نتایجی در بر دارد؟

در بادکش اولیه و ایجاد التهاب و آسیب سلولی اولیه، پیام‌های سلولی از سلول‌های منطقه التهاب و سلول‌های دچار آسیب شده صادر می‌گردد که این پیام‌های شیمیایی سیتوکین نام دارند و برخی از آن‌ها پیام بسیج عمومی سیستم ایمنی بدن، در جهت تمایز و تکثیر در محل‌های تولید سلول‌های ایمنی می‌باشد و همچنین پیام فراخوان عمومی سلول‌های ایمنی به منطقه التهاب و آسیب هستند که از مناطق تجمع سلول‌های سیستم ایمنی آنها را به ناحیه حجامت جلب می‌کند و موجب آزاد شدن برخی از واسطه‌های شیمیایی می‌گردد که موجب گشادی عروق به خصوص مویرگ‌ها و تجمع خون فراوان در این ناحیه می‌گردد و باعث خروج پلاسما (قسمت مایع خون) به ماده بین سلولی می‌گردد، در این مرحله با ایجاد خراش‌های سطحی در ناحیه پرخون و ملتهب و عمیق‌تر شدن آسیب سلول‌ها که شامل سلول‌های پوشاننده پوست، اندوتلیوم عروق خونی، سلول‌های بافت بینابینی و سلول‌های سیستم ایمنی هستند میزان آزاد شدن واسطه‌های شیمیایی و سیتوکین ها به اوج خود می‌رسد و خون و مایع میان بافتی و میان سلولی از ناحیه خارج می‌گردد.

از ستوکین هایی که در ناحیه آزاد می‌شود می‌توان به: TNF انترفرون آلفا، بتا، گاما، TGFB، اینترلوکین یک، اینترکولین دو، اینترلوکینسه، اینترلوکینچهار، اینترلوکین پنج، اینترلوکین شش و اینترلوکین ده اشاره نمود که اعمال تقویتی و تنظیمی روی سیستم ایمنی بدن دارند و موجب افزایش قدرت برخورد سلول‌های موجود و افزایش تعداد سلول‌های ایمنی ذاتی  و سلول‌های ایمنی اختصاصی می‌شوند و همچنین میزان و شدت برخورد سلول‌های ایمنی با عوامل بیگانه را تنظیم می‌نمایند و مهمتر از آن موجب تمایز بهتر و بیشتر سلول‌های ایمنی و در نتیجه بهتر شدن شناخت عوامل و سلول‌های خودی از بیگانه می‌شود و جلوی بروز بیماری‌های خود ایمنی مثل لوپوس، ام اس، آرتریت و روماتوئید گرفته می‌شود و همچنین با تحریک تمایز بهتر جلوی بروز سرطان‌ها گرفته می‌شود.


همچنین با افزایش قدرت سیستم ایمنی جلوی تهاجم و تکثیر میکرواورگانیسم ها تا حدود زیاد گرفته می‌شود و قدرت تولید آنتی بادی بر علیه آنها افزایش می‌یابد و قدرت برخورد با عوامل بیگانه توسط سیستم ایمنی افزایش می‌یابد. با برخورد آنتی ژن‌های سطحی از طریق سلول‌های معرفی کننده آنتی ژن و فرآوری این آنتی ژن‌ها، قدرت برخورد با ویروس‌ها از راه فعال شدن سلول‌های T کمک کننده و یاری رسانی به لنفوسیت‌های B و تبدیل شدن آنها به پلاماسل ها و همچنین فعال شدن سلول‌های T سیتوتوکسیک، افزایش می‌یابد و از همین خاصیت در مقالات بعدی به امکان درمان ایدز و انواع هپاتیت‌ها اعم ازهپاتیت B  ، C ، D و E اشاره خواهد شد.

اثر دیگر، خارج کردن انتخابی گلبول‌های قرمز پیر و فرسوده از گردونه گردش خون است که دیگر قادر به انتقال اکسیژن و متابولیت ها نمی‌باشند بدین صورت که در خلاء ایجاد شده در مرحله اول فرایند حجامت بدام می افتند و نمی‌توانند به گردش خون باز گردنند و بوسیله ایجاد خراش‌ها از بدن خارج می‌شوند و موجب جوان‌تر شدن عمر متوسط گلبول‌های قرمز در گردش خون می‌شوند و موجب اکسیژن رسانی بهتر به سلول‌ها و بافت‌ها می‌گردد.


اثر دیگر کاهش و یسیکوزیته (یا چسبندگی) خون است که با کم کردن تعداد گلبول‌های قرمز در واحد حجم و کم کردن ترافیک در مویرگ‌ها اتفاق می افتد و موجب کم شدن احتمال بروز سکته‌های قلبی و مغزی می‌گردد و همچنین با کم کردن احتمال تشکیل لخته‌ها در اندام‌های تحتانی جلوی آمبولی ریه یعنی حرکت لخته و گیر کردن آنها در عروق ریه، گرفته می‌شود و همچنین جلوی آمبولی به سایر نواحی مثل مغز و سایر اعضا گرفته می‌شود...

از مدرسه

در دقیقه نود، با یاری معاون اداره، ترتیبی اتخاذ شد که  از دوم تا دوازدهم فروردین از صبح تا 8 شب دبیرستان برای مطالعه چهارم ها باز باشد، امیدوارم نتیجه بخش بوده باشد، هرچند در آزمون آزمایشی 7 فروردین وضعیت بچه های امسال و سال گذشته بسیار خوشحال کننده بوده است. مرحله دوم المپیادها اواخر فروردین برگزار خواهد شد و علیرضا رستمی در این تعطیلات علاوه بر کلاس های سنندج حالا در تهران است و 11 و 12 فروردین نیز از آقای احسان شاپورگان، برنده طلای شیمی 92 دعوت کرده که به قروه بیاید و به صورت خصوصی در مدرسه آموزشش دهد. امروز با اداره صحبت شد تا در مورد اسکان و غیره کمک کنند که موافقند. من توی این سال ها کسی را ندیده ام این گونه عاشقانه و پیگیر دنبال موفقیت باشد و این همه هزینه کند، بدون غرزدن و با سماجت و شوقی غیرقابل باور. امیدوارم در مرحله دوم موفق باشد تا با کسب اولین مدال برای شهرمان راه را برای بقیه هموار کند. ایدون باد.
پ ن:صحبت کرده ام اگر بشود دست کم دبیرستان نصف هزینه این دوره آخریش را بدهد.

در دقیقه نود، با یاری معاون اداره، ترتیبی اتخاذ شد که  از دوم تا دوازدهم فروردین از صبح تا 8 شب دبیرستان برای مطالعه چهارم ها باز باشد، امیدوارم نتیجه بخش بوده باشد، هرچند در آزمون آزمایشی 7 فروردین وضعیت بچه های امسال و سال گذشته بسیار خوشحال کننده بوده است. مرحله دوم المپیادها اواخر فروردین برگزار خواهد شد و علیرضا رستمی در این تعطیلات علاوه بر کلاس های سنندج حالا در تهران است و 11 و 12 فروردین نیز از آقای احسان شاپورگان، برنده طلای شیمی 92 دعوت کرده که به قروه بیاید و به صورت خصوصی در مدرسه آموزشش دهد. امروز با اداره صحبت شد تا در مورد اسکان و غیره کمک کنند که موافقند. من توی این سال ها کسی را ندیده ام این گونه عاشقانه و پیگیر دنبال موفقیت باشد و این همه هزینه کند، بدون غرزدن و با سماجت و شوقی غیرقابل باور. امیدوارم در مرحله دوم موفق باشد تا با کسب اولین مدال برای شهرمان راه را برای بقیه هموار کند. ایدون باد.
پ ن:صحبت کرده ام اگر بشود دست کم دبیرستان نصف هزینه این دوره آخریش را بدهد.