سلام امام غریبم ..

نشسته حال و هوای زیارتت در سر

هوای عاشقانه مگر میشود از این بهتر ؟؟؟

سلام امام غریبم .. سلام رضا جانم

منم همان غلام بد و بدتربن نوکر

اگرچه دورم از آن بارگاهت ای آقا

به عشق تو ماندم در این خرابه ی شهر

تو ضامن آهو و ذکر دلم یا هو

شهید ِ راه تو باید شوم آخر

فی البداهه …

نشسته حال و هوای زیارتت در سر

هوای عاشقانه مگر میشود از این بهتر ؟؟؟


سلام امام غریبم .. سلام رضا جانم

منم همان غلام بد و بدتربن نوکر


اگرچه دورم از آن بارگاهت ای آقا

به عشق تو ماندم در این خرابه ی شهر


تو ضامن آهو و ذکر دلم یا هو

شهید ِ راه تو باید شوم آخر



فی البداهه ...

آقا دلم هوای تو را می کند ولی

آقا دلم هوای تو را می کند ولی

دست ِ دلم که نیست رسیدن به پای تو

سخت است گذشتن از این جان ِ لعنتی

هر چند که گفته ام آقا فدای تو

گم گشته ایم و کسی را چراغ نیست

در  این رهی که تاریک و مبهم است

هر چند گنه کار ولی عاشق توایم

ای کاش رسانند به گوشم صدای تو

فی البداهه …

آقا دلم هوای تو را می کند ولی

دست ِ دلم که نیست رسیدن به پای تو


سخت است گذشتن از این جان ِ لعنتی

هر چند که گفته ام آقا فدای تو


گم گشته ایم و کسی را چراغ نیست

در  این رهی که تاریک و مبهم است


هر چند گنه کار ولی عاشق توایم

ای کاش رسانند به گوشم صدای تو


فی البداهه ...

لب های تو لب نیست که جام می ناب است

لب های تو لب نیست که جام می ناب است
چشمان غزلخوان تو  هفت ساله شراب است
اندام تو را دیدم و دیوانه شد این دل
انگار نه بیدار و نه هوشیار و نه خواب است
هستی و نهستی و مرا مسخ نمودی
اینگونه که باشی و نباشی که عذاب است
گفتم که مرا راهی ِ رویای خودت کن
رویای من آغوش تو در فصل سراب است

فی البداهه …

لب های تو لب نیست که جام می ناب است
چشمان غزلخوان تو  هفت ساله شراب است

اندام تو را دیدم و دیوانه شد این دل
انگار نه بیدار و نه هوشیار و نه خواب است

هستی و نهستی و مرا مسخ نمودی
اینگونه که باشی و نباشی که عذاب است

گفتم که مرا راهی ِ رویای خودت کن
رویای من آغوش تو در فصل سراب است


فی البداهه ...

در دلم بود ولی حیف نشد

در دلم بود که پای قدمت گل ریزم
عشق را با تن و دندان و لبت آمیزم

در دلم بود به هر جا قدمی بگذاری
خاک پای تو بگیرم به دلم آویزم

پیش چشمان همه رعد بهارم اما
پیش چشمان ِ تو آشفته ام وپاییزم

در دلم بود طلوعم شوی و روز ِ خوشم
آه و افسوس که دوری و زغم لبریزم

در دلم بود که پای قدمت گل ریزم
عشق را با تن و دندان و لبت آمیزم

در دلم بود به هر جا قدمی بگذاری
خاک پای تو بگیرم به دلم آویزم

پیش چشمان همه رعد بهارم اما
پیش چشمان ِ تو آشفته ام وپاییزم

در دلم بود طلوعم شوی و روز ِ خوشم
آه و افسوس که دوری و زغم لبریزم

دست تقدیر اگر…

دست تقدیر مرا از تو اگر دور کند
یا مرا در غم چشمان تو مجبور کند

یا بخواهد که مرا در طلب گیسویت
پیش چشمان همه لال و کر و کور کند

آنچنان تیشه زنم ریشه ی تقدیر ِ خودم
که در آغوش من اندام تو را جور کند

دست تقدیر مرا از تو اگر دور کند
یا مرا در غم چشمان تو مجبور کند

یا بخواهد که مرا در طلب گیسویت
پیش چشمان همه لال و کر و کور کند

آنچنان تیشه زنم ریشه ی تقدیر ِ خودم
که در آغوش من اندام تو را جور کند

دست تقدیر اگر در طلب جنگ باشد

دست تقدیر مرا از تو اگر دور کند
یا مرا در غم چشمان تو مجبور کند

یا بخواهد که مرا در طلب گیسویت
پیش چشمان همه لال و کر و کور کند

آنچنان تیشه زنم ریشه ی تقدیر ِ خودم
که در آغوش من اندام تو را جور کند

دست تقدیر مرا از تو اگر دور کند
یا مرا در غم چشمان تو مجبور کند

یا بخواهد که مرا در طلب گیسویت
پیش چشمان همه لال و کر و کور کند

آنچنان تیشه زنم ریشه ی تقدیر ِ خودم
که در آغوش من اندام تو را جور کند


باران ِ امروز هم قدم میخواهد

می بارد

گاهی شدید

            گاهی نم نم

آسمان هم دلش گرفته امروز

 

                 یعنی با او هم قهری ؟؟؟

می بارد

گاهی شدید

            گاهی نم نم


آسمان هم دلش گرفته امروز

 

                 یعنی با او هم قهری ؟؟؟

مرا از چشم ِ خود بیرون مینداز

باید از چشم ِ تو

                    به خدا برسم

آنچنان که مجید سوزوکی …

باید از چشم ِ تو

                    به خدا برسم


آنچنان که مجید سوزوکی ...

سوز که می اید گونه هایت زیباتر میشود

چه بحث ِ داغی شده است

                     صحبت درباره ی گونه های سردت

چه بحث ِ داغی شده است

                     صحبت درباره ی گونه های سردت

هوای بارانی همیشه هم عاشقانه نیست

همه دعای باران میخوانند

     لماصلا فرض کن که هوا ابری شود و باران ببارد

              وقتی تو را ندارم با که قدم بزنم ؟

همه دعای باران میخوانند

     لماصلا فرض کن که هوا ابری شود و باران ببارد

              وقتی تو را ندارم با که قدم بزنم ؟